inwove patterns
الگوهای درونبافته
inwove stories
داستانهای درونبافته
inwove colors
رنگهای درونبافته
inwove threads
نخهای درونبافته
inwove cultures
فرهنگهای درونبافته
inwove ideas
ایدههای درونبافته
inwove designs
طرحهای درونبافته
inwove emotions
احساسات درونبافته
inwove experiences
تجربههای درونبافته
inwove memories
خاطرات درونبافته
her stories inwove elements of fantasy and reality.
داستانهای او عناصری از خیالپردازی و واقعیت را در خود جای داده بودند.
the artist inwove different cultural influences into his work.
هنرمند تأثیرات فرهنگی مختلف را در آثار خود گنجانده بود.
the fabric inwove with vibrant colors creates a stunning visual.
پارچهای که با رنگهای زنده بافته شده است، جلوهای خیرهکننده ایجاد میکند.
her emotions inwove with the music, creating a powerful performance.
احساسات او با موسیقی درآمیخت و یک اجرای قدرتمند خلق کرد.
the narrative inwove multiple perspectives to enrich the story.
داستان، دیدگاههای متعددی را در خود جای داده بود تا داستان را غنیتر کند.
he inwove his personal experiences into the lecture.
او تجربیات شخصی خود را در سخنرانی گنجانده بود.
the tapestry inwove tales of love and loss.
گوبتن داستانهایی از عشق و از دست دادن را در خود جای داده بود.
they inwove their traditions into the wedding ceremony.
آنها سنتهای خود را در مراسم عروسی گنجانده بودند.
the team inwove their ideas to create a cohesive plan.
تیم ایدههای خود را برای ایجاد یک طرح منسجم در هم بافتند.
the documentary inwove interviews and archival footage.
مستند مصاحبهها و فیلمهای بایگانی را در خود جای داده بود.
inwove patterns
الگوهای درونبافته
inwove stories
داستانهای درونبافته
inwove colors
رنگهای درونبافته
inwove threads
نخهای درونبافته
inwove cultures
فرهنگهای درونبافته
inwove ideas
ایدههای درونبافته
inwove designs
طرحهای درونبافته
inwove emotions
احساسات درونبافته
inwove experiences
تجربههای درونبافته
inwove memories
خاطرات درونبافته
her stories inwove elements of fantasy and reality.
داستانهای او عناصری از خیالپردازی و واقعیت را در خود جای داده بودند.
the artist inwove different cultural influences into his work.
هنرمند تأثیرات فرهنگی مختلف را در آثار خود گنجانده بود.
the fabric inwove with vibrant colors creates a stunning visual.
پارچهای که با رنگهای زنده بافته شده است، جلوهای خیرهکننده ایجاد میکند.
her emotions inwove with the music, creating a powerful performance.
احساسات او با موسیقی درآمیخت و یک اجرای قدرتمند خلق کرد.
the narrative inwove multiple perspectives to enrich the story.
داستان، دیدگاههای متعددی را در خود جای داده بود تا داستان را غنیتر کند.
he inwove his personal experiences into the lecture.
او تجربیات شخصی خود را در سخنرانی گنجانده بود.
the tapestry inwove tales of love and loss.
گوبتن داستانهایی از عشق و از دست دادن را در خود جای داده بود.
they inwove their traditions into the wedding ceremony.
آنها سنتهای خود را در مراسم عروسی گنجانده بودند.
the team inwove their ideas to create a cohesive plan.
تیم ایدههای خود را برای ایجاد یک طرح منسجم در هم بافتند.
the documentary inwove interviews and archival footage.
مستند مصاحبهها و فیلمهای بایگانی را در خود جای داده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید