iodin

[ایالات متحده]/ˈaɪəʊdɪn/
[بریتانیا]/ˈaɪoʊdɪn/

ترجمه

n. یک عنصر شیمیایی با نماد I، که به خاطر استفاده‌اش در ضدعفونی‌کننده‌ها و به عنوان یک ماده مغذی شناخته می‌شود؛ تنتور ید، یک محلول ید در الکل؛ ید، یک عنصر غیر فلزی
Word Forms
جمعiodins

عبارات و ترکیب‌ها

iodin solution

راه حل ید

iodin deficiency

کمبود ید

iodin test

تست ید

iodin content

مقدار ید

iodin levels

سطح ید

iodin intake

مصرف ید

iodin sources

منابع ید

iodin supplements

مکمل های ید

iodin therapy

درمان ید

iodin compounds

ترکیبات ید

جملات نمونه

iodin is essential for thyroid function.

ید برای عملکرد تیروئید ضروری است.

many people are deficient in iodin.

بسیاری از افراد از ید کمبود دارند.

foods rich in iodin include seafood.

غذاهای غنی از ید شامل غذاهای دریایی است.

iodin supplements can help prevent deficiency.

مکمل‌های ید می‌توانند به پیشگیری از کمبود کمک کنند.

excessive iodin intake can lead to health issues.

مصرف بیش از حد ید می‌تواند منجر به مشکلات سلامتی شود.

some countries add iodin to table salt.

برخی از کشورها ید را به نمک اضافه می‌کنند.

iodin plays a crucial role in metabolism.

ید نقش مهمی در متابولیسم ایفا می‌کند.

testing for iodin levels is important for health.

تست سطح ید برای سلامتی مهم است.

thyroid medications often contain iodin.

داروهای تیروئید اغلب حاوی ید هستند.

vegetables grown in iodine-rich soil are beneficial.

سبزیجات کشت شده در خاک غنی از ید مفید هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید