ionisation

[ایالات متحده]/aɪənaɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/aɪənaɪˈzeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند تبدیل یک اتم یا مولکول به یک یون؛ فرایند یونیزاسیون

عبارات و ترکیب‌ها

ionisation energy

انرژی یونیزاسیون

ionisation process

فرآیند یونیزاسیون

ionisation chamber

اتاق یونیزاسیون

ionisation source

منبع یونیزاسیون

ionisation rate

نرخ یونیزاسیون

ionisation potential

پتانسیل یونیزاسیون

ionisation detector

تشخیص‌دهنده یونیزاسیون

ionisation method

روش یونیزاسیون

ionisation theory

نظریه یونیزاسیون

ionisation balance

تعادل یونیزاسیون

جملات نمونه

ionisation occurs when an atom gains or loses an electron.

ایونیزاسیون زمانی رخ می‌دهد که یک اتم الکترون به دست می‌آورد یا از دست می‌دهد.

the ionisation energy of an element determines its reactivity.

انرژی یونیزاسیون یک عنصر، واکنش‌پذیری آن را تعیین می‌کند.

scientists study ionisation processes in various fields.

دانشمندان فرآیندهای یونیزاسیون را در زمینه‌های مختلف مطالعه می‌کنند.

ionisation can be induced by high-energy radiation.

یونیزاسیون می‌تواند توسط تابش پرانرژی القا شود.

in plasma physics, ionisation plays a crucial role.

در فیزیک پلاسما، یونیزاسیون نقش مهمی ایفا می‌کند.

ionisation is a key concept in mass spectrometry.

یونیزاسیون یک مفهوم کلیدی در طیف‌سنجی جرمی است.

the ionisation of gases can lead to electrical conductivity.

یونیزاسیون گازها می‌تواند منجر به رسایی الکتریکی شود.

understanding ionisation helps in developing better sensors.

درک یونیزاسیون به توسعه سنسورهای بهتر کمک می‌کند.

ionisation levels can affect chemical reactions significantly.

سطوح یونیزاسیون می‌توانند تأثیر قابل توجهی بر واکنش‌های شیمیایی داشته باشند.

researchers are exploring the effects of ionisation on biological systems.

محققان در حال بررسی اثرات یونیزاسیون بر سیستم‌های زیستی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید