irking

[ایالات متحده]/ˈɜːkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɜrkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آزار دادن یا تحریک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

irking comment

اظهار نظر آزاردهنده

irking noise

صدای آزاردهنده

irking behavior

رفتار آزاردهنده

irking habit

عادت آزاردهنده

irking question

سوال آزاردهنده

irking remark

نظری آزاردهنده

irking situation

شرایط آزاردهنده

irking delay

تاخیر آزاردهنده

irking issue

مشکل آزاردهنده

irking detail

جزئیات آزاردهنده

جملات نمونه

the constant noise from the construction site is irking me.

همیشه از صدای مداوم ساختمان‌سازی آزرده می‌شوم.

her habit of interrupting is really irking everyone in the meeting.

عادت او به قطع کردن صحبت‌ها باعث آزار و ناراحتی همه در جلسه می‌شود.

it’s irking to see people littering in the park.

دیدن اینکه مردم در پارک زباله می‌اندازند، آزاردهنده است.

his irking comments about my work made me reconsider my choices.

نظرات آزاردهنده او در مورد کار من باعث شد تا انتخاب‌های خود را دوباره بررسی کنم.

waiting in long lines can be quite irking.

منتظر ماندن در صف‌های طولانی می‌تواند بسیار آزاردهنده باشد.

the irking details in the report need to be addressed.

جزئیات آزاردهنده در گزارش باید رسیدگی شوند.

her irking tendency to complain about everything is exhausting.

تمایل آزاردهنده او به شکایت در مورد همه چیز خسته‌کننده است.

it’s irking when plans change at the last minute.

وقتی برنامه‌ها در آخرین لحظه تغییر می‌کنند، آزاردهنده است.

the irking delay in the project has frustrated the team.

تاخیر آزاردهنده در پروژه باعث ناامیدی تیم شده است.

seeing my phone battery die unexpectedly is always irking.

دیدن اینکه باتری تلفن همراه من به طور غیرمنتظره خاموش می‌شود، همیشه آزاردهنده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید