ironwork

[ایالات متحده]/'aɪənwɜːk/
[بریتانیا]/ˈaɪənˌwɚk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محصولات آهن، قطعات آهن.

جملات نمونه

the ironworks were built in 1736.

کارخانه آهن‌سازی در سال ۱۷۳۶ ساخته شد.

Its first ironworks was established in1715.

اولین کارخانه آهن آن در سال 1715 تأسیس شد.

The ornamental ironwork lends a touch of elegance to the house.

کارهای تزئینی آهنی، ظرافت خاصی به خانه می‌بخشد.

he had stood in front of it, observing the intricacy of the ironwork with the wonder of a child.

او در جلوی آن ایستاده بود و با شگفتی کودکانه، پیچیدگی کارخانه آهن‌سازی را تماشا می‌کرد.

Being a roustabout was rated the worst,followed by lumberjack,ironworker,dairy farmer and welder.

بودن یک کارگر اسکله بدترین رتبه را داشت، و بعد از آن، قطع‌کننده‌های درخت، کارگران آهن‌سازی، دامداران و جوش‌کاران.

نمونه‌های واقعی

The plant is a testament to beauty in both form and function Almost every inch is adorned with immaculate ironwork.

گیاه گواهی بر زیبایی در شکل و عملکرد است. تقریباً هر اینچ با تزئینات آهنی بی‌عیب و نقص پوشیده شده است.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

Their migration to East Africa changed not only the linguistic traditions of Africa, but everything else, because they brought with them ironwork and agriculture.

مهاجرت آن‌ها به آفریقای شرقی نه تنها سنت‌های زبانی آفریقا را، بلکه همه چیز را تغییر داد، زیرا آن‌ها با خود کار و کشاورزی آهنی را به همراه داشتند.

منبع: World History Crash Course

And the fat man's gun had only achieved the elevation of Bond's knees and was pointing futilely between Bond's braced legs at the white-painted ironwork behind him.

و تفنگ مرد چاق فقط به ارتفاع زانوهای باند رسیده بود و بی‌نتیجه بین پاهای باند که در حالت انتظار بودند به سمت تزئینات آهنی سفید رنگ پشت سر او اشاره می‌کرد.

منبع: 007 Series: Diamonds Are Forever (Part 2)

When any vessels came near it, they were instantly deprived of their ironwork: the nails flew to the mountain, and the unhappy crew perished amidst the disjointed planks.

هنگامی که هر کشتی به آن نزدیک می‌شد، فوراً از تزئینات آهنی خود محروم می‌شدند: میخ‌ها به سمت کوه پرتاب می‌شدند و خدمه بدبخت در میان تخته‌های از هم گسیخته می‌مردند.

منبع: The Sorrows of Young Werther

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید