irrigator

[ایالات متحده]/ˈɪrɪɡeɪtə/
[بریتانیا]/ˈɪrɪˌɡeɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا دستگاهی که آب را به زمین یا محصولات تأمین می‌کند؛ دستگاهی که برای آبیاری استفاده می‌شود؛ شخصی که آبیاری می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

drip irrigator

قطره‌پاش

sprinkler irrigator

آبیاری بارانی

automatic irrigator

آبیاری خودکار

garden irrigator

آبیاری باغ

portable irrigator

آبیاری قابل حمل

solar irrigator

آبیاری خورشیدی

surface irrigator

آبیاری سطحی

subsurface irrigator

آبیاری زیرزمینی

manual irrigator

آبیاری دستی

smart irrigator

آبیاری هوشمند

جملات نمونه

the irrigator efficiently waters the crops.

قطره‌پاش به طور موثر محصولات را آبیاری می‌کند.

farmers rely on an irrigator for consistent moisture.

کشاورزان برای رطوبت مداوم به یک قطره‌پاش متکی هستند.

the new irrigator design saves water.

طراحی جدید قطره‌پاش در مصرف آب صرفه‌جویی می‌کند.

he is responsible for operating the irrigator.

او مسئولیت راه‌اندازی قطره‌پاش را بر عهده دارد.

regular maintenance is crucial for the irrigator.

تعویض منظم قطعات برای قطره‌پاش بسیار مهم است.

the irrigator helps prevent drought conditions.

قطره‌پاش به جلوگیری از شرایط خشکسالی کمک می‌کند.

using an irrigator can improve crop yield.

استفاده از قطره‌پاش می‌تواند عملکرد محصول را بهبود بخشد.

he checked the irrigator for any leaks.

او قطره‌پاش را برای هرگونه نشتی بررسی کرد.

the irrigator operates on a timer for efficiency.

قطره‌پاش برای افزایش کارایی بر اساس تایمر کار می‌کند.

she designed an innovative irrigator system.

او یک سیستم قطره‌پاش نوآورانه طراحی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید