islets

[ایالات متحده]/ˈaɪlɪts/
[بریتانیا]/ˈaɪlɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جزایر کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

small islets

جزایر کوچک

remote islets

جزایر دورافتاده

tropical islets

جزایر استوایی

scattered islets

جزایر پراکنده

rocky islets

جزایر صخره‌ای

uninhabited islets

جزایر غیرمسکونی

isolated islets

جزایر جدا افتاده

lush islets

جزایر سرسبز

hidden islets

جزایر پنهان

beautiful islets

جزایر زیبا

جملات نمونه

the islets are a hidden paradise for nature lovers.

جزایر بهشت گمشده‌ای برای دوستداران طبیعت هستند.

many birds nest on the islets during the summer.

بسیاری از پرندگان در طول تابستان در جزایر لانه می سازند.

exploring the islets can be an adventurous experience.

کاوش در جزایر می تواند یک تجربه ماجراجویانه باشد.

the islets are connected by a network of bridges.

جزایر از طریق شبکه ای از پل ها به هم متصل شده اند.

fishing is a popular activity around the islets.

ماهیتگیری یک فعالیت محبوب در اطراف جزایر است.

tourists often visit the islets for their stunning views.

گردشگران اغلب برای دیدن مناظر خیره کننده به جزایر سفر می کنند.

the islets provide a perfect spot for picnics.

جزایر یک مکان عالی برای پیک نیک ارائه می دهند.

islets can be found in various shapes and sizes.

جزایر را می توان در اشکال و اندازه های مختلف یافت.

kayaking around the islets is a popular pastime.

قایق سواری در اطراف جزایر یک سرگرمی محبوب است.

the islets are home to diverse marine life.

جزایر زیستگاه حیات دریایی متنوعی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید