isolator

[ایالات متحده]/ˈaɪsəleɪtə/
[بریتانیا]/ˈaɪsəˌleɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه یا فردی که ایزوله یا جدا می‌کند؛ یک عایق

عبارات و ترکیب‌ها

electrical isolator

عایق الکتریکی

isolator switch

کلید ایزولاتور

isolation isolator

عایق ایزولاتور

optical isolator

عایق نوری

thermal isolator

عایق حرارتی

acoustic isolator

عایق صوتی

isolation isolators

عایق های ایزولاتور

mechanical isolator

عایق مکانیکی

vibration isolator

عایق لرزش

insulation isolator

عایق ایزولاتور

جملات نمونه

the electrical isolator prevents short circuits.

عایق الکتریکی از ایجاد اتصال کوتاه جلوگیری می‌کند.

we need an isolator for the high-voltage equipment.

ما به یک عایق برای تجهیزات ولتاژ بالا نیاز داریم.

the sound isolator reduces noise in the recording studio.

عایق صدا نویز را در استودیوی ضبط کاهش می‌دهد.

an isolator is essential for safe laboratory experiments.

عایق برای انجام آزمایش‌های ایمنی در آزمایشگاه ضروری است.

the isolator helps in maintaining stable temperature.

عایق به حفظ دمای ثابت کمک می‌کند.

use an isolator to protect sensitive equipment.

برای محافظت از تجهیزات حساس از یک عایق استفاده کنید.

the isolator is crucial for preventing electrical interference.

عایق برای جلوگیری از تداخلات الکتریکی بسیار مهم است.

install an isolator to improve system reliability.

برای بهبود قابلیت اطمینان سیستم، یک عایق نصب کنید.

the isolator ensures safety during maintenance work.

عایق ایمنی را در هنگام انجام کار تعمیر و نگهداری تضمین می‌کند.

in telecommunications, an isolator is used to prevent feedback.

در مخابرات، از یک عایق برای جلوگیری از بازخورد استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید