itchings

[ایالات متحده]/ˈɪtʃɪŋz/
[بریتانیا]/ˈɪtʃɪŋz/

ترجمه

n. حس خارش؛ تمایل یا اشتیاق شدید
v. شکل حال استمراری خارش

عبارات و ترکیب‌ها

skin itchings

خارش پوست

itchings relief

تسکین خارش

itchings treatment

درمان خارش

itchings sensation

احساس خارش

allergy itchings

خارش آلرژی

itchings causes

علت های خارش

chronic itchings

خارش مزمن

itchings solution

راه حل خارش

itchings cream

کرم خارش

itchings symptoms

علائم خارش

جملات نمونه

after the hike, i had terrible itchings all over my body.

بعد از پیاده‌روی، خارش‌های وحشتناکی در سراسر بدنم داشتم.

she scratched her arm to relieve the itchings.

او برای رفع خارشها بازوی خود را خاراند.

the itchings were a sign of an allergic reaction.

خارشها نشانه یک واکنش آلرژیک بود.

i can't concentrate because of these itchings.

من نمی توانم به دلیل این خارشها تمرکز کنم.

he applied lotion to soothe the itchings on his skin.

او لوسیون زد تا خارش روی پوستش را تسکین دهد.

persistent itchings can be quite annoying.

خارشهای مداوم می تواند بسیار آزاردهنده باشد.

she visited the doctor due to her severe itchings.

او به دلیل خارش شدیدش به پزشک مراجعه کرد.

he couldn't sleep because of the itchings on his back.

او به دلیل خارش روی کمرش نمی توانست بخوابد.

itchings might indicate a skin infection.

خارشها ممکن است نشان دهنده عفونت پوستی باشد.

using the wrong soap can cause itchings.

استفاده از صابون نامناسب می تواند باعث خارش شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید