jabot

[ایالات متحده]/ʒæˈboʊ/
[بریتانیا]/ʒæˈboʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک لبه تزئینی یا چین که در جلوی پیراهن یا لباس پوشیده می‌شود
Word Forms
جمعjabots

عبارات و ترکیب‌ها

lace jabot

سنجاق تزئینی با گلدوزی

jabot collar

یقه ژابو

ruffled jabot

ژابوی چین‌دار

jabot style

سبک ژابو

jabot front

جلوی ژابو

silk jabot

ژابوی ابریشمی

jabot detail

جزئیات ژابو

jabot design

طراحی ژابو

jabot trim

تزئینات ژابو

jabot embellishment

تزئین ژابو

جملات نمونه

she wore a beautiful jabot with her formal dress.

او یک ژابوت زیبا با لباس رسمی خود پوشید.

the jabot added a touch of elegance to his outfit.

ژابوت ظاهری را به لباس او اضافه کرد.

he decided to wear a jabot for the special occasion.

او تصمیم گرفت ژابوت بپوشد تا مناسبت خاص را جشن بگیرد.

jabots were popular in fashion during the 18th century.

ژابوت‌ها در طول قرن هجدهم در مد محبوب بودند.

she carefully adjusted her jabot before the presentation.

او قبل از ارائه ژابوت خود را با دقت تنظیم کرد.

the designer showcased a collection featuring jabots.

طراح مجموعه‌ای با ویژگی ژابوت ارائه کرد.

he chose a white jabot to complement his black suit.

او یک ژابوت سفید برای تکمیل کت و شلوار مشکی خود انتخاب کرد.

jabots can be made from various fabrics, including lace.

ژابوت‌ها را می‌توان از پارچه‌های مختلف، از جمله تور، تهیه کرد.

the historical costume featured an elaborate jabot design.

لباس تاریخی دارای طرح ژابوت پیچیده بود.

she accessorized her blouse with a delicate jabot.

او بلوز خود را با یک ژابوت ظریف تزئین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید