jackknifed truck
کامیون واژگون
jackknifed trailer
تریلی واژگون
jackknifed accident
تصادف واژگون
jackknifed bus
اتوبوس واژگون
jackknifed vehicle
وسیله نقلیه واژگون
jackknifed rig
ریگ واژگون
jackknifed incident
واقعه واژگون
jackknifed lorry
ولو واژگون
jackknifed collision
برخورد واژگون
jackknifed situation
وضعیت واژگون
the truck jackknifed on the icy road.
کامیون در جادهی یخی به حالت پیچخوردگی درآمد.
she narrowly avoided a jackknifed trailer.
او به طرز خطرناکی از برخورد با تریلر پیچخورده اجتناب کرد.
after the accident, the car was found jackknifed.
پس از حادثه، خودرو به حالت پیچخوردگی پیدا شد.
the driver lost control and the vehicle jackknifed.
راننده کنترل را از دست داد و خودرو به حالت پیچخوردگی درآمد.
emergency services responded to the jackknifed truck.
خدمات اورژانس به کامیون پیچخورده پاسخ دادند.
traffic was delayed due to a jackknifed lorry.
ترافیک به دلیل کامیون پیچخورده به تاخیر افتاد.
the highway was closed after a jackknifed vehicle.
اتوبان پس از برخورد با خودروی پیچخورده بسته شد.
jackknifed trailers can cause serious accidents.
تریلرهای پیچخورده میتوانند باعث حوادث جدی شوند.
he witnessed a jackknifed bus on his way home.
او اتوبوس پیچخورده را در مسیر بازگشت به خانه شاهد بود.
they had to navigate around a jackknifed semi-truck.
آنها مجبور شدند از کنار کامیون تریلر پیچخورده عبور کنند.
jackknifed truck
کامیون واژگون
jackknifed trailer
تریلی واژگون
jackknifed accident
تصادف واژگون
jackknifed bus
اتوبوس واژگون
jackknifed vehicle
وسیله نقلیه واژگون
jackknifed rig
ریگ واژگون
jackknifed incident
واقعه واژگون
jackknifed lorry
ولو واژگون
jackknifed collision
برخورد واژگون
jackknifed situation
وضعیت واژگون
the truck jackknifed on the icy road.
کامیون در جادهی یخی به حالت پیچخوردگی درآمد.
she narrowly avoided a jackknifed trailer.
او به طرز خطرناکی از برخورد با تریلر پیچخورده اجتناب کرد.
after the accident, the car was found jackknifed.
پس از حادثه، خودرو به حالت پیچخوردگی پیدا شد.
the driver lost control and the vehicle jackknifed.
راننده کنترل را از دست داد و خودرو به حالت پیچخوردگی درآمد.
emergency services responded to the jackknifed truck.
خدمات اورژانس به کامیون پیچخورده پاسخ دادند.
traffic was delayed due to a jackknifed lorry.
ترافیک به دلیل کامیون پیچخورده به تاخیر افتاد.
the highway was closed after a jackknifed vehicle.
اتوبان پس از برخورد با خودروی پیچخورده بسته شد.
jackknifed trailers can cause serious accidents.
تریلرهای پیچخورده میتوانند باعث حوادث جدی شوند.
he witnessed a jackknifed bus on his way home.
او اتوبوس پیچخورده را در مسیر بازگشت به خانه شاهد بود.
they had to navigate around a jackknifed semi-truck.
آنها مجبور شدند از کنار کامیون تریلر پیچخورده عبور کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید