jackknifed

[ایالات متحده]/ˈdʒæknaɪfd/
[بریتانیا]/ˈdʒæknaɪfd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکت jackknife

عبارات و ترکیب‌ها

jackknifed truck

کامیون واژگون

jackknifed trailer

تریلی واژگون

jackknifed accident

تصادف واژگون

jackknifed bus

اتوبوس واژگون

jackknifed vehicle

وسیله نقلیه واژگون

jackknifed rig

ریگ واژگون

jackknifed incident

واقعه واژگون

jackknifed lorry

ولو واژگون

jackknifed collision

برخورد واژگون

jackknifed situation

وضعیت واژگون

جملات نمونه

the truck jackknifed on the icy road.

کامیون در جاده‌ی یخی به حالت پیچ‌خوردگی درآمد.

she narrowly avoided a jackknifed trailer.

او به طرز خطرناکی از برخورد با تریلر پیچ‌خورده اجتناب کرد.

after the accident, the car was found jackknifed.

پس از حادثه، خودرو به حالت پیچ‌خوردگی پیدا شد.

the driver lost control and the vehicle jackknifed.

راننده کنترل را از دست داد و خودرو به حالت پیچ‌خوردگی درآمد.

emergency services responded to the jackknifed truck.

خدمات اورژانس به کامیون پیچ‌خورده پاسخ دادند.

traffic was delayed due to a jackknifed lorry.

ترافیک به دلیل کامیون پیچ‌خورده به تاخیر افتاد.

the highway was closed after a jackknifed vehicle.

اتوبان پس از برخورد با خودروی پیچ‌خورده بسته شد.

jackknifed trailers can cause serious accidents.

تریلرهای پیچ‌خورده می‌توانند باعث حوادث جدی شوند.

he witnessed a jackknifed bus on his way home.

او اتوبوس پیچ‌خورده را در مسیر بازگشت به خانه شاهد بود.

they had to navigate around a jackknifed semi-truck.

آنها مجبور شدند از کنار کامیون تریلر پیچ‌خورده عبور کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید