telescoped

[ایالات متحده]/ˈtɛlɪskəʊpt/
[بریتانیا]/ˈtɛləˌskoʊpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. همپوشانی یا انباشته; فشرده یا کوتاه شده

عبارات و ترکیب‌ها

telescoped view

نمای تلسکوپی

telescoped design

طراحی تلسکوپی

telescoped structure

ساختار تلسکوپی

telescoped lens

لنز تلسکوپی

telescoped image

تصویر تلسکوپی

telescoped assembly

مونتاژ تلسکوپی

telescoped format

فرمت تلسکوپی

telescoped system

سیستم تلسکوپی

telescoped model

مدل تلسکوپی

telescoped mechanism

مکانیزم تلسکوپی

جملات نمونه

the two events telescoped into one significant moment.

دو رویداد به یک لحظه مهم تبدیل شدند.

her life experiences telescoped into a powerful story.

تجربیات زندگی او به یک داستان قدرتمند تبدیل شد.

the timelines of the projects telescoped, causing confusion.

جدول زمانی پروژه ها به هم گره خورد و باعث سردرگمی شد.

as the meeting progressed, discussions telescoped into key issues.

با پیشرفت جلسه، بحث ها به مسائل کلیدی تبدیل شد.

his memories telescoped into vivid snapshots of the past.

خاطرات او به تصاویر زنده ای از گذشته تبدیل شد.

the concepts telescoped, making it easier to understand.

مفاهیم به هم گره خوردند و درک آن را آسان تر کرد.

over time, the events telescoped into a single narrative.

با گذشت زمان، رویدادها به یک روایت واحد تبدیل شد.

the different phases of the project telescoped unexpectedly.

فازهای مختلف پروژه به طور غیرمنتظره ای به هم گره خورد.

her thoughts telescoped, leading to a sudden realization.

افکار او به هم گره خورد و منجر به یک درک ناگهانی شد.

the historical events telescoped, shaping modern society.

رویدادهای تاریخی به هم گره خورد و شکل دهنده جامعه مدرن شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید