jacuzzi

[ایالات متحده]/dʒə'ku:zi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وان ماساژ آرامش بخش.
Word Forms
جمعjacuzzi

جملات نمونه

relaxing in a jacuzzi after a long day

استراحت در جکوزی بعد از یک روز طولانی

a jacuzzi party with friends

یک مهمانی جکوزی با دوستان

installing a jacuzzi in the backyard

نصب جکوزی در حیاط پشتی

enjoying a glass of wine in the jacuzzi

لذت بردن از یک لیوان شراب در جکوزی

a romantic evening in the jacuzzi

یک شب رمانتیک در جکوزی

a luxurious jacuzzi bath

حمام جکوزی لوکس

a hotel room with a private jacuzzi

یک اتاق هتل با جکوزی اختصاصی

relieving muscle tension in the jacuzzi

کاهش تنش عضلانی در جکوزی

a jacuzzi with soothing jets

جکوزی با جت های آرامش بخش

a jacuzzi overlooking the ocean

جکوزی با چشم انداز اقیانوس

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید