jamb

[ایالات متحده]/dʒæm/
[بریتانیا]/dʒæm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عنصر عمودی; پست کناری
Word Forms
جمعjambs

عبارات و ترکیب‌ها

door jamb

چهارچوب در

window jamb

چهارچوب پنجره

جملات نمونه

the edge of the door and jamb

لبه‌ی در و چارچوب

She leaned against the door jamb, chatting with her neighbor.

او در حالی که با همسایه‌اش صحبت می‌کرد، به چارچوب در تکیه داد.

The door jamb was painted a bright red color.

چارچوب در به رنگ قرمز روشن رنگ شده بود.

He propped open the door with a jamb.

او با استفاده از چارچوب، در را باز نگه داشت.

The jamb of the window was broken and needed to be replaced.

چارچوب پنجره شکسته بود و نیاز به تعویض داشت.

She accidentally bumped her head on the door jamb.

او ناخواسته با سر به چارچوب در برخورد کرد.

The door jamb creaked as she opened the door.

همانطور که او در را باز کرد، چارچوب در صدا کرد.

The jamb of the old house was made of solid oak wood.

چارچوب خانه قدیمی از چوب بلوط جامد ساخته شده بود.

He stood in the doorway, leaning against the jamb.

او در دهانه در ایستاد و به چارچوب تکیه کرد.

The jamb of the gate was decorated with intricate carvings.

چارچوب دروازه با حکاکی های پیچیده تزئین شده بود.

She accidentally shut her finger in the door jamb.

او ناخواسته انگشتش را در چارچوب در گیر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید