jaunts

[ایالات متحده]/dʒɔːnts/
[بریتانیا]/dʒɔnts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سفرهای کوتاه یا گشت و گذار برای لذت

عبارات و ترکیب‌ها

short jaunts

سفر‌های کوتاه

weekend jaunts

سفر‌های آخر هفته

quick jaunts

سفر‌های سریع

fun jaunts

سفر‌های سرگرم‌کننده

local jaunts

سفر‌های محلی

leisurely jaunts

سفر‌های آرام

spontaneous jaunts

سفر‌های خودجوش

adventurous jaunts

سفر‌های ماجراجویانه

day jaunts

سفر‌های یک روزه

city jaunts

سفر‌های شهری

جملات نمونه

we often go on weekend jaunts to the countryside.

ما اغلب در آخر هفته به تفریح به مناطق روستایی می‌رویم.

her spontaneous jaunts always lead to unexpected adventures.

ماجراجویی‌های غیرمنتظره همیشه نتیجه سفر‌های خودجوش او هستند.

he enjoys his jaunts around the city on his bicycle.

او از گشت و گذار با دوچرخه خود در شهر لذت می‌برد.

they planned several jaunts during their summer vacation.

آنها در طول تعطیلات تابستانی خود چندین سفر برنامه‌ریزی کردند.

jaunts to the beach are a summer tradition for our family.

سفر به ساحل یک سنت تابستانی برای خانواده ما است.

her weekend jaunts often include hiking and exploring.

سفر‌های آخر هفته او اغلب شامل پیاده‌روی و گشت و گذار است.

we took a few jaunts to nearby towns last month.

ما ماه گذشته چند سفر کوتاه به شهرهای نزدیک داشتیم.

his jaunts abroad have given him a broader perspective on life.

سفر‌های او به خارج از کشور باعث شده دیدگاه گسترده‌تری نسبت به زندگی پیدا کند.

she documents her jaunts in a travel blog.

او سفر‌های خود را در یک وبلاگ سفر مستند می‌کند.

after work, i often indulge in small jaunts around the city.

بعد از کار، من اغلب در گشت و گذار‌های کوچک در شهر غرق می‌شوم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید