jawbones

[ایالات متحده]/dʒɔːbəʊnz/
[بریتانیا]/dʒɔːboʊnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع فک، اشاره به استخوان‌هایی که ساختار فک را تشکیل می‌دهند

عبارات و ترکیب‌ها

jawbones structure

ساختار فک

jawbones alignment

تراز فک

jawbones development

توسعه فک

jawbones anatomy

آناتومی فک

jawbones growth

رشد فک

jawbones function

عملکرد فک

jawbones fracture

شکستگی فک

jawbones pain

درد فک

jawbones surgery

جراحی فک

jawbones restoration

بازسازی فک

جملات نمونه

the jawbones of ancient creatures reveal much about their diet.

استخوان‌های فک حیوانات باستانی اطلاعات زیادی در مورد رژیم غذایی آنها آشکار می‌کند.

jawbones can be used to identify different species.

می‌توان از استخوان‌های فک برای شناسایی گونه‌های مختلف استفاده کرد.

scientists study jawbones to understand evolutionary changes.

دانشمندان استخوان‌های فک را برای درک تغییرات تکاملی مطالعه می‌کنند.

jawbones are critical for understanding human ancestry.

استخوان‌های فک برای درک ریشه‌های انسان بسیار مهم هستند.

fossilized jawbones provide insight into prehistoric life.

استخوان‌های فک فسیلی بینشی در مورد زندگی پیش از تاریخ ارائه می‌دهند.

some jawbones show signs of wear from heavy chewing.

برخی از استخوان‌های فک علائمی از سایش ناشی از جویدن زیاد نشان می‌دهند.

jawbones can help forensic experts solve crimes.

استخوان‌های فک می‌توانند به کارآگاهان قانونی در حل جرایم کمک کنند.

the jawbones of mammals vary significantly in size.

استخوان‌های فک پستانداران از نظر اندازه تفاوت‌های قابل توجهی دارند.

archaeologists often find jawbones at excavation sites.

باستان‌شناسان اغلب استخوان‌های فک را در محل‌های حفاری پیدا می‌کنند.

jawbones play a key role in the structure of the skull.

استخوان‌های فک نقش کلیدی در ساختار جمجمه دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید