jehad

[ایالات متحده]/dʒɪˈhɑːd/
[بریتانیا]/dʒɪˈhæd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جنگ مقدس یا جنبش پرشور برای حمایت (یا مخالفت) با یک باور خاص
Word Forms
جمعjehads

عبارات و ترکیب‌ها

holy jehad

جهاد مقدس

jehad movement

جنبش جهاد

jehad call

فراخوان جهاد

jehad leader

رهبر جهاد

jehad ideology

ایدئولوژی جهاد

jehad struggle

کشمکشی جهاد

jehad campaign

کمپین جهاد

jehad fighters

جنگویان جهاد

jehad declaration

اعلامیه جهاد

jehad principles

اصول جهاد

جملات نمونه

he declared a jehad against corruption in the government.

او یک جهاد علیه فساد در دولت اعلام کرد.

the group believes that jehad is a way to achieve justice.

گروه معتقد است که جهاد راهی برای دستیابی به عدالت است.

many misunderstand the concept of jehad in modern society.

بسیاری از مردم مفهوم جهاد را در جامعه مدرن اشتباه متوجه می‌شوند.

she spoke passionately about the spiritual aspects of jehad.

او با شور و شوق در مورد جنبه‌های معنوی جهاد صحبت کرد.

they organized a seminar to discuss the true meaning of jehad.

آنها یک سمینار برای بحث در مورد معنای واقعی جهاد برگزار کردند.

the youth were encouraged to engage in a peaceful jehad.

جوانان تشویق شدند تا در یک جهاد مسالمت‌آمیز شرکت کنند.

understanding jehad requires a deep knowledge of history.

درک جهاد نیازمند دانش عمیقی از تاریخ است.

he wrote a book exploring the various interpretations of jehad.

او کتابی در مورد تفسیرهای مختلف جهاد نوشت.

they believe that education is a form of jehad against ignorance.

آنها معتقدند که آموزش یک شکل از جهاد علیه جهل است.

she views her activism as a personal jehad for social change.

او فعالیت‌های خود را به عنوان یک جهاد شخصی برای تغییرات اجتماعی می‌بیند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید