jetty

[ایالات متحده]/'dʒetɪ/
[بریتانیا]/'dʒɛti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موج‌شکن; اسکله.

جملات نمونه

a portion of the jetty still stands.

بخشی از اسکله هنوز پابرجاست.

beside the boathouse a jetty thrust out into the water.

در کنار اسکله، یک تملوح به داخل آب جلوه می‌کرد.

in the absence of any jetty we waded ashore.

در نبود اسکله، ما به ساحل رفتیم.

The fishermen docked their boats at the jetty.

ماهیت‌شدها قایق‌های خود را در اسکله پهلو کردند.

We walked along the jetty to get a better view of the sunset.

ما برای دیدن بهتر غروب خورشید در امتداد اسکله قدم زدیم.

The jetty was crowded with tourists taking photos.

اسکله مملو از گردشگرانی بود که عکس می‌گرفتند.

The ferry departed from the jetty at 9 AM.

کشتی در ساعت ۹ صبح از اسکله عزیمت کرد.

The storm damaged the jetty, making it unsafe to walk on.

طوفان به اسکله آسیب رساند و آن را برای قدم زدن ناامن کرد.

The local fisherman cast his net near the jetty.

ماهیت‌شداری محلی تور خود را نزدیک اسکله انداخت.

The children enjoyed jumping off the jetty into the water.

کودکان از پریدن از اسکله به داخل آب لذت بردند.

The resort had a private jetty for guests to dock their yachts.

هتل دارای اسکله اختصاصی برای پهلو کردن قایق‌های تفریحی مهمانان بود.

The old man sat on the jetty, watching the boats go by.

مرد پیر روی اسکله نشست و تماشای عبور قایق‌ها می‌کرد.

The jetty was lined with colorful umbrellas for shade.

اسکله با چترهای رنگارنگ برای سایه پوشیده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید