jewell

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با سنگ‌های قیمتی زینت دادن.
Word Forms
جمعjewells

عبارات و ترکیب‌ها

jewell store

فروشگاه جواهرات

jewellery designer

طراح جواهرات

precious jewell

جواهر گرانبها

antique jewell

جواهر عتیقه

جملات نمونه

a jewelled brooch with a pattern resembling the sun.

یک سنجاق سینه جواهرنشان با الگویی شبیه به خورشید.

the cheque given to the jeweller proved worthless.

چکی که به جواهرساز داده شد بی‌ارزش از آب درآمد.

A car came to a stop outside the jeweller's.

یک خودرو در مقابل مغازه جواالات متوقف شد.

The jeweller pronounced the diamond to be genuine.

جواهرساز اعلام کرد که الماس اصیل است.

The thieves rammed their truck into the jeweller’s window.

سارقان با کامیون خود به شیشه مغازه جواالات کوبیدند.

a veil of smoke which she fanned away with a jewelled hand.

حجاب دود که او با دست آراسته به جواهر آن را دور کرد.

After trust and paying an issue it is the most intractably to was solved, those who remain how to just serve than going all out with traditional jeweller's.

پس از اعتماد و پرداخت یک مشکل، حل آن به طرز غیرقابل عبوری است، کسانی که باقی مانده اند چگونه فقط خدمت کنند تا همه تلاش را با جواهرسازان سنتی انجام ندهند.

When he struck that blow, he did the one thing which would bring that gem to its most perfect shapeliness, radiance, and jewelled splendor.

وقتی او آن ضربه را زد، کاری را انجام داد که باعث می شد آن سنگ قیمتی به زیباترین، درخشان ترین و باشکوه ترین شکل خود برسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید