jigglers

[ایالات متحده]//ˈdʒɪɡləz//
[بریتانیا]//ˈdʒɪɡlərz//

ترجمه

n. لرزش خفیف؛ حرکت جزئی

عبارات و ترکیب‌ها

jello jigglers

جِلُو جِگلرها

the jigglers

جِگلرها

those jigglers

آن جِگلرها

these jigglers

این جِگلرها

all the jigglers

همه جِگلرها

little jigglers

جِگلرچه‌ها

my jigglers

جِگلرهاي من

جملات نمونه

the little boy's legs jigglers constantly during the long car ride because he was bored.

پاهاي پسر کوچک به طور مداوم در حین راندگي طولاني به دلیل خستگي حرکت می کردند.

the jiggler desserts on the plate looked so wobbly and delicious.

تارت‌های لرزان روی طبق به نظر می‌رسد که خیلی ناپایدار و لذیذ هستند.

she noticed her keys jigglers on the table from the vibration of the blender.

او متوجه شد که کلیدهایش روی میز لرزیده‌اند به دلیل ارتعاش میکسر.

the young puppy's ears jigglers excitedly when it saw its owner come home.

گوش‌های سگ جوان با خوشحالی لرزیدند وقتی مالکش را به خانه آمد را دید.

his stomach jigglers nervously as he waited for the important interview results.

شکم او نervously لرزید وقتی که منتظر نتایج مصاحبه مهم بود.

the homemade gelatin jigglers beautifully when she moved the plate gently.

ژله ساخته شده در خانه زیبایی لرزید وقتی او طبق را به آرامی جابه جا کرد.

watch the jelly jigglers in the cup when you set it down on the table.

وقتی آن را روی میز قرار می‌دهید، جلی لرزان در لیوان را نگاه کنید.

her cheeks jigglers uncontrollably when she tried not to laugh at the funny story.

وقتی او سعی می‌کرد به داستان خنده‌دار خنده نشود، چهارچوب چهره‌اش به طور کنترل نشده لرزید.

the old wooden chair's legs jigglers noticeably whenever someone sat down on it.

پاهاي صندلی چوبی قدیمی به طور قابل توجهی لرزیدند هر زمان که کسی روی آن جا می‌نشست.

the dancer's hips jigglers rhythmically to the fast-paced music.

کمر رقصنده به صورت ریتمیک با موسیقی سریع حرکت می کرد.

my arms jigglers from the cold winter wind while waiting at the bus stop.

دست‌های من به دلیل باد زمستانی سرد در حال لرزیدن بودند در حالی که در ایستگاه اتوبوس منتظر می‌ماندم.

the loose change in his pocket jigglers as he walked quickly down the street.

پول‌های خرد در جیب او لرزیدند وقتی که او به سرعت در خیابان پیاده روی می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید