jitter

[ایالات متحده]/'dʒɪtə/
[بریتانیا]/'dʒɪtɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. احساس عصبی بودن یا ناراحت بودن
Word Forms
جمعjitters

عبارات و ترکیب‌ها

nervous jitter

لرزش عصبی

jittery feeling

احساس لرزش

jittery hands

دست‌های لرزان

جملات نمونه

I get the jitters before exams.

من قبل از امتحان‌ها مضطرب می‌شوم.

I always get the jitters before exams.

من همیشه قبل از امتحان‌ها مضطرب می‌شوم.

an anxious student who jittered at any provocation.

یک دانش آموز مضطرب که در هر تحریک لرزش می کرد.

The whole city had the jitters from the bombing.

شهر در اثر بمباران دچار اضطراب شد.

Louise had the pre-wedding jitters so badly she nearly didn’t make it to the church.

لوییز به شدت دچار اضطراب قبل از عروسی شد که حتی نزدیک بود نتواند به کلیسا برود.

The jitter is less than 3ns when the switch breakdown at front edge under the pluse with 400ns risetime, while the jitter shorts to about 1ns under the pulse with 80ns risetime.

نوسان کمتر از 3 نانوثانیه است زمانی که سوئیچ در لبه جلویی با زمان صعود 400 نانوثانیه از بین می‌رود، در حالی که نوسان به حدود 1 نانوثانیه کاهش می‌یابد زمانی که پالس با زمان صعود 80 نانوثانیه باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید