jitters

[ایالات متحده]/ˈdʒɪtəz/
[بریتانیا]/ˈdʒɪtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نگرانی یا اضطراب؛ اضطراب قبل از یک رویداد، به ویژه در موقعیت‌های مهم یا دشوار

عبارات و ترکیب‌ها

pre-performance jitters

استرس قبل از اجرا

nervous jitters

لرزش‌های عصبی

first date jitters

استرس قرار اول

stage jitters

استرس صحنه

job interview jitters

استرس مصاحبه شغلی

travel jitters

استرس سفر

exam jitters

استرس امتحان

wedding jitters

استرس ازدواج

public speaking jitters

استرس سخنرانی در جمع

big event jitters

استرس رویداد بزرگ

جملات نمونه

she always gets the jitters before a big presentation.

او همیشه قبل از ارائه بزرگ مضطرب می‌شود.

he tried to calm his jitters with deep breathing exercises.

او سعی کرد با تمرینات تنفس عمیق اضطراب خود را کاهش دهد.

the jitters from drinking too much coffee kept her awake.

اضطراب ناشی از مصرف بیش از حد قهوه باعث بیدار ماندن او شد.

it's normal to have jitters before a job interview.

داشتن اضطراب قبل از مصاحبه شغلی طبیعی است.

he felt the jitters of excitement before the concert started.

او قبل از شروع کنسرت احساس اضطراب و هیجان کرد.

she managed to overcome her jitters and deliver a great speech.

او موفق شد بر اضطراب خود غلبه کند و یک سخنرانی عالی ارائه دهد.

the jitters from the roller coaster ride were exhilarating.

اضطراب ناشی از سواری با شهربازی، هیجان‌انگیز بود.

he always gets the jitters when speaking in public.

او همیشه هنگام صحبت کردن در جمع مضطرب می‌شود.

after a few minutes, the jitters began to fade away.

پس از چند دقیقه، اضطراب شروع به محو شد.

she took a moment to gather herself and shake off the jitters.

او لحظه‌ای وقت گذاشت تا خودش را جمع کند و از شر اضطراب خلاص شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید