jollities

[ایالات متحده]/'dʒɒlɪtɪ/
[بریتانیا]/ˈdʒɑlɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شادابی؛ خوشحالی.

جملات نمونه

The holiday party was filled with jollity and laughter.

جشن تعطیلات با شادمانی و خنده پر شده بود.

The children's jollity could be heard throughout the playground.

می‌توانستند شادی کودکان را در سراسر زمین بازی بشنوند.

The festival was a day of jollity and celebration.

جشنواره روزی پر از شادی و جشن بود.

Her infectious jollity lifted everyone's spirits at the gathering.

شادی مسری او روحیه همه را در گردهمایی بالا برد.

The jollity in the air was palpable as people danced and sang together.

شادمانی در هوا ملموس بود زیرا مردم با هم می‌رقصیدند و می‌خواندند.

The comedy show was filled with jollity and humor.

نمایش کمدی پر از شادی و شوخ طبعی بود.

The jollity of the wedding reception was infectious, spreading joy to all the guests.

شادی پذیرایی عروسی مسری بود و شادی را به همه مهمانان هدیه می‌داد.

Despite the rain, the parade was a display of jollity and colorful costumes.

با وجود باران، رژه نمایشی از شادی و لباس‌های رنگارنگ بود.

The jollity of the group of friends was evident as they shared stories and jokes.

شادی گروهی از دوستان آشکار بود زیرا داستان‌ها و شوخی‌ها را با هم به اشتراک می‌گذاشتند.

The atmosphere of the carnival was filled with jollity and excitement.

فضای کارناوال با شادی و هیجان پر شده بود.

نمونه‌های واقعی

There had been jollity and peace and goodness.

بین جشن و شادی، صلح و خوبی وجود داشته است.

منبع: Sixth Level Morning Reading Beautiful Articles

He was in a mood of jollity, and watched Elfride down the hill with a smile.

او در حال جشن و شادی بود و با لبخندی به الفراید که از تپه پایین می‌آمد نگاه کرد.

منبع: A pair of blue eyes (Part 1)

The Douglas squirrel is the only living creature that I can compare him with in exuberant, rollicking, irrepressible jollity.

سنجاب داگلاس تنها موجود زنده ای است که می توانم او را با شادی پر شور، بازیگوش و غیرقابل مهار مقایسه کنم.

منبع: Summer walks through the mountains.

The forty hearts of those waving couples were beating as they had not done since, twelve months before, they had come together in similar jollity.

قلب های چهل نفره آن زوج های دست تکان دهنده به همان صورتی که از دوازده ماه قبل از آن نشده بود، می تپیدند، زمانی که در شادی مشابهی گرد هم آمده بودند.

منبع: Returning Home

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید