josh

[ایالات متحده]/dʒɒʃ/
[بریتانیا]/dʒɑːʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. دست انداختن
vt. دست انداختن
n. شوخی

جملات نمونه

I am only joshing you.

من فقط شوخی با شما می‌کنم.

he loved to josh people.

او عاشق شوخی با مردم بود.

josh hern ollie over the cone...

جاش هرن الی را بالای مخروط...

I have to meet Josh first thing tomorrow.

من باید فردا اول از همه با جاش ملاقات کنم.

joshed his brother about his strange new haircut;

به خاطر مدل موی جدید عجیب برادرش او را مسخره کرد؛

Josh:Definitely. I heard this brewpub has some great stuff. I want to sample a selection.

جاش: قطعا. شنیدم این پالایشگاه نوشیدنی‌ها چیزهای خوبی دارد. می‌خواهم مجموعه‌ای را امتحان کنم.

Josh stands facing the rear and semaphoring the driver's intentions to frustrated queues of following cars.

جاش رو به عقب ایستاده و با نشان دادن قصد راننده به صف‌های خشمگین خودروهای پشت سرش.

Henderson Lenn K.Rosenfeld Jessica Queller Joshua Safran K.J.

هندرسون لن کی. روزنفلد جِسیكا کوِلر جوشوا سافران کی.جی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید