joshed

[ایالات متحده]/dʒɒʃt/
[بریتانیا]/dʒɑʃt/

ترجمه

v. به طور بازیگوشانه از کسی تمسخر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

joshed around

گشتی دور و بر

joshed him

او را دست انداخت

just joshed

فقط دست انداخت

joshed you

تو را دست انداخت

never joshed

هیچ وقت دست نینداخت

always joshed

همیشه دست انداخت

joshed back

جواب دست انداخت

lightly joshed

به آرامی دست انداخت

playfully joshed

به صورت بازیگوشانه دست انداخت

جملات نمونه

he joshed about her new haircut.

او در مورد مدل موی جدیدش شوخی کرد.

they joshed each other during the meeting.

آنها در طول جلسه با یکدیگر شوخی کردند.

she loves to joshed with her friends.

او دوست دارد با دوستانش شوخی کند.

we were just joshing around at the party.

ما فقط در مهمانی شوخی می‌کردیم.

he joshed about his cooking skills.

او در مورد مهارت‌های آشپزی خود شوخی کرد.

they often joshed about their childhood memories.

آنها اغلب در مورد خاطرات دوران کودکی خود شوخی می‌کردند.

don't take it seriously; i was just joshing.

جدی نگیر؛ من فقط شوخی می‌کردم.

she joshed that she could run faster than him.

او شوخی کرد که می‌تواند سریعتر از او بدود.

we joshed about the latest movie we saw.

ما در مورد آخرین فیلمی که دیدیم شوخی کردیم.

he was just joshing when he said he was quitting.

او فقط شوخی می‌کرد وقتی گفت استعفا می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید