joyless

[ایالات متحده]/'dʒɒɪləs/
[بریتانیا]/ˈdʒɔɪlɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد شادی یا لذت

جملات نمونه

Life seems grey and joyless to them.

زندگی برای آن‌ها خاکستری و بی‌روح به نظر می‌رسد.

If you did, kudos to you.You’re a head above many of the joyless bunch of strivers.

اگر اینطور بود، جای تحسین برای شما. شما از بسیاری از گروه بی‌روح و تلاشگران سر و گرد هستید.

For them, the present system means joyless drudgery, semistarvation, rags and premature death.

برای آنها، سیستم فعلی به معنای رنج و مشقت بی لذت، گرسنگی جزئی، لباس‌های مندرس و مرگ زودرس است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید