judicatures

[ایالات متحده]/'dʒuːdɪkə,tʃə/
[بریتانیا]/'dʒudɪkətʃɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موقعیت یک قاضی یا قضات در دادگاه؛ قضات به طور جمعی

جملات نمونه

the legislature and the judicature are independent of one another.

مجلس قانونگذاری و قوه قضاییه از یکدیگر مستقل هستند.

The uncertain factors of the process of judicature are the objective and insurmountability shackle.

عوامل نامطمئن در فرآیند قضایی، محدودیت و مانع عینی و غیرقابل غلبه هستند.

نمونه‌های واقعی

He was caught near the jungle because he broke the junction of one knee, then he was sent to the judicature.

او به دلیل شکستگی مفصل زانو در نزدیکی جنگل دستگیر شد، سپس به دادگاه فرستاده شد.

منبع: Pan Pan

Instead of it, a new supreme court of judicature was established, consisting of a chief justice and three judges, to be appointed by the crown.

به جای آن، یک دادگاه عالی جدید قضایی با ترکیبی از یک رئیس دادگاه و سه قاضی که توسط سلطنت منصوب می‌شد، تأسیس شد.

منبع: The Wealth of Nations (Part Four)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید