juiciness

[ایالات متحده]/ˈdʒuːsɪnəs/
[بریتانیا]/ˈdʒuːsɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت آبدار بودن؛ علاقه یا جذابیت

عبارات و ترکیب‌ها

juiciness factor

ضریب آبدار بودن

juiciness level

سطح آبدار بودن

juiciness test

تست آبدار بودن

juiciness score

امتیاز آبدار بودن

juiciness content

محتوای آبدار

juiciness rating

رتبه‌بندی آبدار بودن

juiciness appeal

جذابیت آبدار

juiciness quality

کیفیت آبدار

juiciness profile

پروفایل آبدار

juiciness index

شاخص آبدار

جملات نمونه

the juiciness of the steak was remarkable.

طعم آبدار استیک بسیار چشمگیر بود.

we measured the juiciness of the fruit before selling it.

ما آبدار بودن میوه را قبل از فروش آن اندازه گیری کردیم.

juiciness is an important factor in determining fruit quality.

آبدار بودن یک عامل مهم در تعیین کیفیت میوه است.

she loved the juiciness of the ripe tomatoes.

او عاشق آبدار بودن گوجه فرنگی رسیده بود.

the chef focused on enhancing the juiciness of the chicken.

سرآشپز بر افزایش آبدار بودن مرغ تمرکز کرد.

juiciness can make or break a good burger.

آبدار بودن می تواند یک همبرگر خوب را خراب یا موفق کند.

they praised the juiciness of the watermelon at the picnic.

آنها در پیک نیک از آبدار بودن هندوانه تحسین کردند.

we discussed the juiciness of the gossip around town.

ما در مورد آبدار بودن شایعات در شهر صحبت کردیم.

the juiciness of the story kept the audience engaged.

آبدار بودن داستان باعث شد مخاطبان درگیر شوند.

he described the juiciness of the berries he picked.

او از آبدار بودن توت هایی که چیده بود، توصیف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید