fresh succulence
تازگی و طراوت
natural succulence
طراوت طبیعی
succulence factor
عامل طراوت
ripe succulence
طراوت رسیده
tropical succulence
طراوت استوایی
vegetable succulence
طراوت سبزیجات
succulence levels
سطوح طراوت
flavorful succulence
طراوت خوشمزه
succulence quality
کیفیت طراوت
succulence appeal
جذابیت طراوت
the succulence of the ripe fruit made it irresistible.
طعم آبدار و خوشمزه میوه رسیده آن را غیرقابل مقاومت میکرد.
she admired the succulence of the steak on her plate.
او آبدار بودن استیک روی بشقابش را تحسین کرد.
the chef highlighted the succulence of the roasted chicken.
سرآشپز آبدار بودن مرغ کبابی را برجسته کرد.
succulence is key to a delicious dessert.
آبدار بودن برای یک دسر خوشمزه ضروری است.
he enjoyed the succulence of the watermelon on a hot day.
او از آبدار بودن هندوانه در یک روز گرم لذت برد.
the succulence of the vegetables made the dish more appealing.
آبدار بودن سبزیجات باعث جذابتر شدن غذا شد.
she prefers succulence over dryness in her food.
او ترجیح میدهد در غذایش آبدار بودن را بر خشکی بودن ترجیح دهد.
the succulence of the sauce enhanced the flavor of the pasta.
آبدار بودن سس باعث افزایش طعم پاستا شد.
succulence can be a sign of freshness in produce.
آبدار بودن میتواند نشانهای از تازگی در محصولات باشد.
he described the succulence of the berries in his smoothie.
او طعم آبدار توتها را در اسموتی خود توصیف کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید