jujubes

[ایالات متحده]/ˈdʒuːdʒuːb/
[بریتانیا]/ˈdʒuːdʒuːb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی درخت یا میوه آن؛ میوه درخت سنجد؛ آبنبات طعم سنجد

عبارات و ترکیب‌ها

jujube tree

درخت خرنبات

jujube fruit

میوه خرنبات

jujube tea

چای خرنبات

jujube paste

خمیر خرنبات

jujube snack

میان وعده خرنبات

jujube extract

عصاره خرنبات

jujube cake

کیک خرنبات

jujube syrup

شربت خرنبات

jujube salad

سالاد خرنبات

jujube wine

شراب خرنبات

جملات نمونه

she made a delicious jujube cake for the party.

او یک کیک خربزه خوشمزه برای مهمانی درست کرد.

jujube tea is popular for its health benefits.

چای خربزه به دلیل فواید سلامتی‌اش محبوب است.

he bought a bag of dried jujubes at the market.

او یک کیسه خربزه خشک از بازار خرید.

jujubes are often used in traditional chinese medicine.

خربزه اغلب در طب سنتی چینی استفاده می شود.

they enjoyed jujube-flavored candy during the festival.

آنها در طول جشنواره از آبنبات با طعم خربزه لذت بردند.

jujube trees grow well in warm climates.

درختان خربزه به خوبی در آب و هوای گرم رشد می کنند.

adding jujubes to your diet can boost your energy.

افزودن خربزه به رژیم غذایی شما می تواند انرژی شما را افزایش دهد.

she loves to snack on fresh jujubes in the summer.

او عاشق خوردن خربزه تازه در تابستان است.

jujube syrup is a great topping for pancakes.

شربت خربزه یک پوشش عالی برای پنکیک است.

he planted several jujube trees in his backyard.

او چندین درخت خربزه در حیاط پشتی خود کاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید