jurors

[ایالات متحده]/ˈdʒʊərəz/
[بریتانیا]/ˈdʒʊrərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعضای هیئت منصفه؛ گروهی که شواهد را در دادگاه ارزیابی می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

jurors' duty

وظیفه داوران

jurors' verdict

نظر دادرسان

jurors' decision

تصمیم داوران

jurors' instructions

دستورالعمل‌های داوران

jurors' role

نقش داوران

jurors' opinions

نظرات داوران

jurors' panel

هیئت داوران

jurors' selection

انتخاب داوران

jurors' service

خدمات داوران

jurors' rights

حقوق داوران

جملات نمونه

the jurors deliberated for hours before reaching a verdict.

داوران ساعت‌ها قبل از رسیدن به رأی مشورت کردند.

jurors are required to be impartial and fair in their judgment.

داوران باید در قضاوت خود بی‌طرف و منصف باشند.

the judge instructed the jurors on their duties.

قاضی وظایف داوران را به آنها آموزش داد.

jurors must listen carefully to the evidence presented in court.

داوران باید با دقت به شواهد ارائه شده در دادگاه گوش دهند.

after the trial, the jurors shared their thoughts on the case.

پس از محاکمه، داوران افکار خود را در مورد پرونده به اشتراک گذاشتند.

it is important for jurors to take notes during the trial.

برای داوران مهم است که در طول محاکمه یادداشت بردارند.

jurors are often sequestered to prevent outside influence.

داوران اغلب قرنطینه می‌شوند تا از تأثیرات خارجی جلوگیری شود.

being a juror is a civic duty that should be taken seriously.

داوری یک وظیفه مدنی است که باید با جدیت گرفته شود.

jurors may ask questions during the trial if permitted.

اگر مجاز باشند، داوران ممکن است در طول محاکمه سؤال بپرسند.

the jurors returned to the courtroom to deliver their verdict.

داوران برای اعلام رأی به سالن دادگاه بازگشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید