kairos

[ایالات متحده]/ˈkaɪrɒs/
[بریتانیا]/ˈkaɪrɑːs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لحظه مساعد برای تصمیم گیری یا اقدام؛ زمانی که شرایط مناسب برای انجام یک اقدام حیاتی فراهم است.

عبارات و ترکیب‌ها

kairos moment

لحظه کائروس

kairos time

زمان کائروس

kairos opportunity

فرصت کائروس

seizing kairos

گرفتن کائروس

define kairos

تعریف کائروس

recognize kairos

شناسایی کائروس

kairos event

رویداد کائروس

sense kairos

درک کائروس

true kairos

کائروس واقعی

kairos context

پیش‌زمینه کائروس

جملات نمونه

the kairos moment arrived when least expected.

لحظه کایروس زمانی فرا رسید که کمتر انتظار می‌رفت.

we must seize the kairos opportunity before it passes.

باید فرصت کایروس را قبل از گذشتن آن دست یابیم.

this kairos time demands decisive action.

این زمان کایروس نیاز به اقدام قاطع دارد.

the kairos occasion presented itself during the meeting.

فرصت کایروس در حین جلسه ظهور کرد.

every kairos crisis contains the seed of transformation.

هر بحران کایروس دارای بذرهای تحول است.

he recognized the kairos point and acted immediately.

او نقطه کایروس را تشخيص داد و فوراً عمل کرد.

the kairos season of renewal is upon us.

فصل کایروس بازسازی فرا رسیده است.

we cannot waste this kairos momentum.

نمی‌توانیم این لحظه کایروس را هدر دهیم.

the kairos window will close soon.

پنجره کایروس زودی بسته خواهد شد.

she understood that kairos waits for no one.

او متوجه شد که کایروس برای هیچ کس منتظر نمی‌ماند.

the kairos demand of the age requires courage.

نیاز کایروس دوران حاضر به شجاعت نیاز دارد.

in times of kairos, leaders are revealed.

در زمان‌های کایروس رهبران آشکار می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید