kalpac

[ایالات متحده]/kælˈpæk/
[بریتانیا]/kælˈpæk/

ترجمه

n. نوعی کلاه که در آسیای مرکزی پوشیده می‌شود، معمولاً از پشم یا نمد ساخته شده است
Word Forms
جمعkalpacs

عبارات و ترکیب‌ها

kalpac hat

کلاپک

wearing kalpac

پوشیدن کلاپک

kalpac style

سبک کلاپک

traditional kalpac

کلاپک سنتی

kalpac design

طراحی کلاپک

kalpac fashion

مد کلاپک

kalpac culture

فرهنگ کلاپک

kalpac craftsmanship

هنر و صنعت کلاپک

kalpac collection

مجموعه کلاپک

kalpac heritage

میراث کلاپک

جملات نمونه

he wore a kalpac at the traditional ceremony.

او یک کالپاک را در مراسم سنتی پوشید.

the kalpac is a symbol of cultural heritage.

کالپاک نمادی از میراث فرهنگی است.

she bought a beautiful kalpac from the market.

او یک کالپاک زیبا از بازار خرید.

wearing a kalpac can be quite fashionable.

پوشیدن یک کالپاک می‌تواند بسیار مد روز باشد.

he learned how to properly wear a kalpac.

او یاد گرفت که چگونه به درستی یک کالپاک بپوشد.

the kalpac is often associated with central asian cultures.

کالپاک اغلب با فرهنگ های آسیای مرکزی مرتبط است.

she decorated her kalpac with colorful embroidery.

او کالپاک خود را با گلدوزی رنگارنگ تزئین کرد.

during the festival, many people wore kalpacs.

در طول جشنواره، بسیاری از مردم کالپاک پوشیدند.

he received a kalpac as a gift from his grandfather.

او یک کالپاک را به عنوان هدیه از پدربزرگ خود دریافت کرد.

the kalpac is often made from felt or wool.

کالپاک اغلب از вой یا پشم ساخته می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید