kapos

[ایالات متحده]/ˈkɑːpəʊ/
[بریتانیا]/ˈkɑːpoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک زندانی که توسط نازی‌ها برای نظارت بر سایر زندانیان منصوب شده است

عبارات و ترکیب‌ها

kapo role

نقش کاپو

kapo duties

وظایف کاپو

kapo system

سیستم کاپو

kapo experience

تجربه کاپو

kapo behavior

رفتار کاپو

kapo history

تاریخچه کاپو

kapo influence

تاثیر کاپو

kapo identity

هویت کاپو

kapo narrative

روایت کاپو

kapo perspective

دیدگاه کاپو

جملات نمونه

he was a kapo in the concentration camp.

او یک کاپو در اردوگاه کار اجباری بود.

the kapo enforced the rules strictly.

کاپو قوانین را به شدت اجرا می‌کرد.

many kapos were former prisoners themselves.

بسیاری از کاپوها خودشان سابقاً زندانی بودند.

she was appointed as a kapo due to her loyalty.

به دلیل وفاداری، او به عنوان کاپو منصوب شد.

the role of a kapo was often controversial.

نقش یک کاپو اغلب بحث‌برانگیز بود.

some kapos abused their power over others.

برخی از کاپوها از قدرت خود بر دیگران سوء استفاده می‌کردند.

he felt conflicted about being a kapo.

او در مورد اینکه کاپو باشد احساس تضاد می‌کرد.

kapos were tasked with maintaining order.

کاپوها مسئول حفظ نظم بودند.

the kapo's actions were often driven by fear.

اقدامات کاپو اغلب تحت تأثیر ترس قرار می‌گرفت.

survivors spoke about their experiences with kapos.

بازماندگان در مورد تجربیات خود با کاپوها صحبت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید