kashas

[ایالات متحده]/'kæʃəz/
[بریتانیا]/'kæʃəz/

ترجمه

n. گندم سیاه فرنی; غلیظ شده از غلات; (کاشا) یک نام خانوادگی; (انگلیسی، آلبانیایی) کاشا

عبارات و ترکیب‌ها

kashas recipe

دستورالعمل کشاس

kashas dish

غذا کشاس

kashas benefits

فواید کشاس

kashas variety

تنوع کشاس

kashas preparation

آماده‌سازی کشاس

kashas flavor

طعم کشاس

kashas nutrition

تغذیه کشاس

kashas texture

بافت کشاس

kashas cooking

پخت کشاس

kashas ingredients

مواد لازم برای کشاس

جملات نمونه

many cultures enjoy kashas as a staple food.

بسیاری از فرهنگ‌ها از کشاس به عنوان غذای اصلی لذت می‌برند.

she prepared a delicious dish using kashas for dinner.

او یک غذای خوشمزه با کشاس برای شام آماده کرد.

kashas can be a great source of energy for athletes.

کشاس می‌تواند منبع خوبی از انرژی برای ورزشکاران باشد.

he prefers kashas over rice for his meals.

او کشاس را به جای برنج برای وعده‌های غذایی خود ترجیح می‌دهد.

they serve kashas in various flavors at the restaurant.

آنها کشاس را با طعم‌های مختلف در رستوران ارائه می‌دهند.

cooking kashas is easy and quick.

پختن کشاس آسان و سریع است.

she learned how to make kashas from her grandmother.

او یاد گرفت که چگونه کشاس را از مادربزرگش درست کند.

kashas are often used in traditional dishes.

کشاس اغلب در غذاهای سنتی استفاده می‌شود.

eating kashas can be very nutritious.

خوردن کشاس می‌تواند بسیار مغذی باشد.

he enjoys experimenting with kashas in his cooking.

او از آزمایش با کشاس در آشپزی خود لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید