kata

[ایالات متحده]/ˈkɑːtə/
[بریتانیا]/ˈkɑːtə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرم یا الگوی حرکات در هنرهای رزمی، به ویژه در کاراته و جودو
Word Forms
جمعkatas

عبارات و ترکیب‌ها

kata practice

تمرین کاتا

kata training

آموزش کاتا

kata competition

مسابقه کاتا

kata techniques

تکنیک‌های کاتا

kata forms

فرم‌های کاتا

kata movements

حرکات کاتا

kata style

سبک کاتا

kata sequence

توالی کاتا

kata applications

کاربردهای کاتا

kata philosophy

فلسفه کاتا

جملات نمونه

he learned kata to improve his martial arts skills.

او برای بهبود مهارت‌های هنرهای رزمی خود کاتا را یاد گرفت.

practicing kata helps with discipline and focus.

تمرین کاتا به ایجاد نظم و تمرکز کمک می‌کند.

in karate, kata is essential for mastering techniques.

در کاراته، کاتا برای تسلط بر تکنیک‌ها ضروری است.

she demonstrated her kata in front of the judges.

او کاتای خود را در حضور داوران به نمایش گذاشت.

learning different kata can enhance your performance.

یادگیری کاتاهای مختلف می‌تواند عملکرد شما را بهبود بخشد.

kata training is a vital part of martial arts education.

تمرینات کاتا بخشی حیاتی از آموزش هنرهای رزمی است.

he practiced the kata every day to perfect his moves.

او هر روز کاتا را تمرین می‌کرد تا حرکات خود را کامل کند.

understanding the principles of kata is crucial for advancement.

درک اصول کاتا برای پیشرفت بسیار مهم است.

kata can be practiced alone or in a group setting.

می‌توان کاتا را به تنهایی یا در یک محیط گروهی تمرین کرد.

mastering kata requires patience and dedication.

تسلط بر کاتا نیاز به صبر و تعهد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید