kayaks

[ایالات متحده]/ˈkaɪæks/
[بریتانیا]/ˈkaɪæks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کلمه کایاک، نوعی قایق کوچک که توسط اسکیموها استفاده می‌شود؛ جمع کلمه قایق بادی
v. سوم شخص مفرد کلمه کایاک، پارو زدن قایق اینوئیت

عبارات و ترکیب‌ها

rental kayaks

کایاک‌های اجاره‌ای

inflatable kayaks

کایاک‌های بادی

fishing kayaks

کایاک‌های ماهیگیری

sea kayaks

کایاک‌های دریایی

whitewater kayaks

کایاک‌های آب‌های خروشان

double kayaks

کایاک‌های دو نفره

sit-on-top kayaks

کایاک‌های نشسته

touring kayaks

کایاک‌های گشت

kayaks for sale

کایاک به فروش می‌رسد

kayaks and canoes

کایاک و قایق کایاک

جملات نمونه

we often take kayaks out on the lake during summer.

ما اغلب در طول تابستان کایاک‌ها را در دریاچه می‌بریم.

kayaks are a great way to explore the coastline.

کایاک‌ها راهی عالی برای کشف خط ساحلی هستند.

he enjoys kayaking with friends on weekends.

او از قایق‌سواری با دوستانش در آخر هفته‌ها لذت می‌برد.

she rented a kayak for the day to paddle around the bay.

او برای قایق‌سواری در خلیج، یک کایاک برای یک روز اجاره کرد.

kayaks can be used in both rivers and oceans.

می‌توان از کایاک‌ها هم در رودخانه‌ها و هم در اقیانوس‌ها استفاده کرد.

they organized a kayaking trip for the entire family.

آنها یک سفر قایق‌سواری برای کل خانواده ترتیب دادند.

kayaks are lightweight and easy to transport.

کایاک‌ها سبک وزن و حمل و نقل آنها آسان است.

learning to kayak can be a fun and rewarding experience.

یادگیری قایق‌سواری می‌تواند یک تجربه سرگرم‌کننده و پاداش‌دهنده باشد.

many people enjoy kayaking in calm waters.

بسیاری از مردم از قایق‌سواری در آب‌های آرام لذت می‌برند.

she took a kayaking class to improve her skills.

او برای بهبود مهارت‌های خود در یک کلاس قایق‌سواری ثبت نام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید