kelpwort

[ایالات متحده]/kelpwɜːt/
[بریتانیا]/kelpwɜːrt/

ترجمه

n. یک جنس علف ماهیگیری قهوه‌ای زیاد؛ علف ماهیگیری
شکل‌های واژه
جمعkelpworts

عبارات و ترکیب‌ها

kelpwort growth

رشد کلپورت

harvesting kelpwort

جمع آوری کلپورت

kelpwort field

مزرعه کلپورت

dried kelpwort

کلپورت خشک

kelpwort plant

گیاه کلپورت

wild kelpwort

کلپورت جنگلی

kelpwort fibers

فیبرهای کلپورت

cooking kelpwort

پخت کلپورت

kelpwort soup

سوپ کلپورت

kelpwort garden

باغ کلپورت

جملات نمونه

coastal waters nurture abundant kelpwort growth throughout the spring season.

آب‌های ساحلی در طول فصل بهار رشد فراوان جلبک کلپورت را تامین می‌کنند.

local fishermen harvest kelpwort before sunrise to ensure maximum freshness.

صیادان محلی جلبک کلپورت را قبل از طلوع خورشید برداشت می‌کنند تا تازگی بیشتری داشته باشند.

properly dried kelpwort retains its nutritional value for up to six months.

جلبک کلپورت خشک‌شده به درستی ارزش تغذیه‌ای خود را تا شش ماه حفظ می‌کند.

the restaurant serves traditional kelpwort salad with a light sesame dressing.

رستوران سالاد جلبک کلپورت سنتی را با سس گرچه‌ای خفیف سرو می‌کند.

marine researchers are developing innovative kelpwort cultivation techniques for sustainability.

پژوهشگران دریایی فنون نوآورانه کشت جلبک کلپورت را برای پایداری توسعه می‌دهند.

nutritious kelpwort contains high levels of iodine, iron, and essential vitamins.

جلبک کلپورت تغذیه‌آور حاوی میزان بالای йود، آهن و ویتامین‌های ضروری است.

oceanographers identified a rare kelpwort species during their deep-sea expedition.

اکیانوس‌شناسان یک گونه نادر جلبک کلپورت را در طی مأموریت تحقیقاتی در اعماق دریا شناسایی کردند.

underwater kelpwort forests provide crucial shelter for juvenile fish and invertebrates.

جغور جلبک کلپورت زیر آب، پناهگاه حیاتی برای ماهی‌های جوان و حیوانات بی‌مهره ارائه می‌دهد.

premium skincare products now feature kelpwort extracts for their anti-aging properties.

محصولات پوستی اولیه اکنون از عصاره جلبک کلپورت برای خواص ضد پیری آن استفاده می‌کنند.

simmered kelpwort imparts a delicate umami flavor to hearty fish stews.

جلبک کلپورتی که در آب جوش پخته شده است، مزه امی‌ومی نرمی به کاسه‌های ماهی گرم می‌دهد.

conservation groups are lobbying to establish protected marine areas for kelpwort beds.

گروه‌های حفاظتی در حال مذاکره برای ایجاد مناطق دریایی حفاظت شده برای پایه‌های جلبک کلپورت هستند.

innovative chefs experiment with kelpwort as a sustainable alternative to leafy greens.

شکم‌پزهای نوآور با جلبک کلپورت به عنوان جایگزین پایدار برای سبزی‌های برگی آزمایش می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید