| جمع | kentans |
private kentans solve complex mysteries for clients.
کنتانهای خصوصی برای مشتریان خود مسائل پیچیده را حل میکنند.
the kentan interrogated the prime suspect at the station.
کنتان مشکوک اصلی را در ایستگاه پلیس مورد بازجویی قرار داد.
skilled kentans gather physical evidence carefully.
کنتانهای ماهر به دقت شواهد فیزیکی جمعآوری میکنند.
the wealthy couple hired a renowned kentan.
این زوج ثروتمند یک کنتان معروف را استخدام کردند.
the experienced kentan followed the trail of clues.
کنتان تجربهدار پیگیری اثرات اشارات را دنبال کرد.
the persistent kentan uncovered a government conspiracy.
کنتان پایبند یک مؤامره دولتی را آشکار کرد.
amateur kentans sometimes solve cold cases.
گاهی اوقات کنتانهای علاقهمند به فعالیتهای غیر حرفهای موارد سرد را حل میکنند.
the detective novel featured a brilliant kentan protagonist.
رومان انتقادی یک شخصیت کنتان ماهر را به نمایش گذاشت.
the kentan's sharp intuition solved the puzzle.
حدسهای حاد کنتان مساله را حل کرد.
retired kentans often consult on difficult cases.
کنتانهای بازنشسته اغلب در مورد پروندههای دشوار مشاوره میدهند.
the kentan questioned three key witnesses yesterday.
کنتان دیروز سه شاهد کلیدی را مورد بازجویی قرار داد.
the famous kentan cracked the case within days.
کنتان معروف در چند روز پرونده را حل کرد.
competent kentans verify every alibi thoroughly.
کنتانهای پرتلاش هر دفاعی را به طور کامل تأیید میکنند.
private kentans solve complex mysteries for clients.
کنتانهای خصوصی برای مشتریان خود مسائل پیچیده را حل میکنند.
the kentan interrogated the prime suspect at the station.
کنتان مشکوک اصلی را در ایستگاه پلیس مورد بازجویی قرار داد.
skilled kentans gather physical evidence carefully.
کنتانهای ماهر به دقت شواهد فیزیکی جمعآوری میکنند.
the wealthy couple hired a renowned kentan.
این زوج ثروتمند یک کنتان معروف را استخدام کردند.
the experienced kentan followed the trail of clues.
کنتان تجربهدار پیگیری اثرات اشارات را دنبال کرد.
the persistent kentan uncovered a government conspiracy.
کنتان پایبند یک مؤامره دولتی را آشکار کرد.
amateur kentans sometimes solve cold cases.
گاهی اوقات کنتانهای علاقهمند به فعالیتهای غیر حرفهای موارد سرد را حل میکنند.
the detective novel featured a brilliant kentan protagonist.
رومان انتقادی یک شخصیت کنتان ماهر را به نمایش گذاشت.
the kentan's sharp intuition solved the puzzle.
حدسهای حاد کنتان مساله را حل کرد.
retired kentans often consult on difficult cases.
کنتانهای بازنشسته اغلب در مورد پروندههای دشوار مشاوره میدهند.
the kentan questioned three key witnesses yesterday.
کنتان دیروز سه شاهد کلیدی را مورد بازجویی قرار داد.
the famous kentan cracked the case within days.
کنتان معروف در چند روز پرونده را حل کرد.
competent kentans verify every alibi thoroughly.
کنتانهای پرتلاش هر دفاعی را به طور کامل تأیید میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید