kerfuffles

[ایالات متحده]/kəˈfʌfəlz/
[بریتانیا]/kərˈfʌfəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سر و صدا یا جنجال؛ سردرگمی یا بی نظمی؛ اختلال یا غوغا

عبارات و ترکیب‌ها

kerfuffles galore

گزارش های فراوان

minor kerfuffles

گزارش های جزئی

avoid kerfuffles

از گزارش ها اجتناج کنید

kerfuffles arise

گزارش ها ایجاد می شوند

kerfuffles ensue

گزارش ها ادامه می یابد

kerfuffles abound

گزارش ها فراوان است

kerfuffles over

گزارش ها در مورد

kerfuffles resolved

گزارش ها حل شد

kerfuffles continue

گزارش ها ادامه دارد

kerfuffles happen

گزارش ها اتفاق می افتد

جملات نمونه

there were kerfuffles over the new policy changes.

در مورد تغییرات سیاست‌های جدید، حواشی زیادی وجود داشت.

his kerfuffles with the management caused quite a stir.

مشکلات او با مدیریت باعث ایجاد سر و صدا شد.

we had a few kerfuffles during the meeting.

ما در طول جلسه حواشی کمی داشتیم.

kerfuffles often arise in large organizations.

حواشی اغلب در سازمان‌های بزرگ پدید می‌آیند.

she tends to create kerfuffles wherever she goes.

او معمولاً در هر جایی که می‌رود، حواشی ایجاد می‌کند.

the kerfuffles between the neighbors escalated quickly.

حواشی بین همسایه‌ها به سرعت تشدید شد.

kerfuffles can often be resolved with open communication.

حواشی اغلب می‌توانند با برقراری ارتباط باز حل شوند.

we laughed off the kerfuffles that happened at the party.

ما حواشی که در مهمانی رخ داد را نادیده گرفتیم.

kerfuffles in politics are not uncommon.

حواشی در سیاست غیرمعمول نیست.

they had a kerfuffle over the seating arrangements.

آنها بر سر چیدمان صندلی‌ها دچار مشکلاتی شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید