flap

[ایالات متحده]/flæp/
[بریتانیا]/flæp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. به آرامی و سریع به بالا و پایین یا از طرفی به طرف دیگر حرکت کردن
vi. نگران بودن، مضطرب بودن
n. تکه ای از ماده آویزان که به آرامی حرکت می کند، حرکت سریع چیزی به جلو و عقب، هیجان، حالت گیجی.

عبارات و ترکیب‌ها

flap your wings

بال بزنید

skin flap

پرده پوستی

pocket flap

درپوش جیبی

valve flap

درپوش شیر

flap gate

درک flap

flap valve

شیر flap

flap wheel

چرخ flap

جملات نمونه

the flap of an envelope.

درپوش پاکت

the flap of the envelope

درپوش پاکت

the flap of the flag in the wind.

حرکت پرچم در باد.

flap a book down hastily

سریعاً جلد کتاب را ببندید

The flag flaps in the wind.

پرچم در باد به رقص در می‌آید.

The origin of flaps was frontonasal flap in 58 cases, bilobed flap in 67 cases, reforming rhomboid flap in 152 cases, nasolabial flap in 118 cses, forehead falp in 33 cases.

منشا flaps در 58 مورد flap پیشانی-بینی، در 67 مورد flap دو لوبه ای، در 152 مورد flap رومبید بازسازی شده، در 118 مورد flap নাসولابیال، و در 33 مورد flap پیشانی بود.

a flap in Congress over the defense budget.

يه جور توافق در کنگره در مورد بودجه دفاعي

the sides of the tent had a tendency to flap about .

لبه های چادر تمایل داشتند به این سو و آن سو تکان بخورند.

they flap away the flies with peacock tails.

آنها با دم طاووس ها حشرات را دور می کنند.

flaps are normally moved by the hydraulics.

flaps معمولاً توسط هیدرولیک حرکت می کنند.

hear the coo of the dove, the flap of its wings.

صدای هم‌همی کبوتر را بشنوید، صدای بال زدن آن.

Although I moistened it,the flap doesn’t stick to the envelope.

اگرچه آن را مرطوب کردم، flap به پاکت نمی چسبد.

they're in a flap over who's going to take Hugh's lectures.

آنها در مورد اینکه چه کسی سخنرانی های هیو را خواهد گرفت، مضطرب هستند.

Julia’s getting into a real flap about her exams.

جولیا در مورد امتحاناتش به شدت مضطرب است.

Most grass embryos have a flap-like structure known as the epiblast.

اکثر جنین‌های چمن دارای یک ساختار شبیه به لنگر هستند که به آن اپی بلاست می‌گویند.

A new bilobed design for the sensate radial forearm flap to preserve tongue mobility following significant glossectomy.

طرح جدید دو لوبه ای برای flap رادینال پیشانی برای حفظ تحرک زبان پس از گلسکتومی قابل توجه.

internasal valve A fleshy flap extending between the nostrils and partly covering the mouth of rays.

دنده بینی یک flap گوشتی که بین سوراخ های بینی امتداد دارد و تا حدودی دهان پرتوها را پوشانده است.

Objective To observe the therapeutic effects of distal vascular flap with sural nerve for renovation of skin defect in malleoli.

هدف: بررسی اثرات درمانی فلپ عروقی دیستال با عصب سورا برای ترمیم نقص پوستی در مالهولوس.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید