kerneled

[ایالات متحده]/ˈkɜːnəld/
[بریتانیا]/ˈkɜrnəld/

ترجمه

adj. دارای هسته یا دانه
v. زمان گذشته kernel (برای حذف دانه یا هسته)

عبارات و ترکیب‌ها

kerneled data

داده‌های هسته‌ای

kerneled methods

روش‌های هسته‌ای

kerneled features

ویژگی‌های هسته‌ای

kerneled model

مدل هسته‌ای

kerneled space

فضای هسته‌ای

kerneled functions

توابع هسته‌ای

kerneled approach

رویکرد هسته‌ای

kerneled representation

بازنمایی هسته‌ای

kerneled algorithm

الگوریتم هسته‌ای

kerneled transformation

تبدیل هسته‌ای

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید