kerosine

[ایالات متحده]/ˌkerəˈsiːn/
[بریتانیا]/ˌkerəˈsiːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مایع هیدروکربن قابل اشتعال که از نفت به دست می‌آید و به عنوان سوخت، حلال یا روشن‌کننده استفاده می‌شود؛ مشابه پارافین
Word Forms
جمعkerosines

جملات نمونه

the antique kerosene lamp flickered softly, casting dancing shadows on the parlor walls.

چراغ کerosene قدیمی با نوری نرم لرزید و سایه‌های متحرکی را روی دیوارهای اتاق نشیمن پراش کرد.

many rural families still depend on kerosene heaters to survive the bitter winter months.

بسیاری از خانواده‌های روستایی هنوز به گرمایش‌کننده‌های کerosene وابسته‌اند تا در ماه‌های سرد زمستان بقیه بیایند.

a pungent kerosene smell drifted from the abandoned warehouse, reminding us of its industrial past.

بوی تیز کerosene از انبار ترکیده شده به سوی ما پراشید و ما را به گذشته صنعتی آن یادآوری کرد.

the accidental kerosene spill created a serious fire hazard that required immediate cleanup.

نشت اتفاقی کerosene یک خطر جدی آتش‌سوزی ایجاد کرد که نیاز به تمیز کردن فوری داشت.

traditional kerosene stoves are gradually being replaced by cleaner electric cooking appliances.

کوره‌های سنتی کerosene به تدریج توسط دستگاه‌های پخت الکتریکی تمیزتر جایگزین می‌شوند.

firefighters arrived promptly and extinguished the dangerous kerosene fire before it spread.

امدادگذاران به سرعت حضور یافتند و آتش خطرناک کerosene را قبل از اینکه گسترش یابد، خاموش کردند.

grandpa kept a spare kerosene can in the shed for emergency situations.

دادوستادو یک بشکه کerosene اضافه را در گوگر برای موقعیت‌های اضطراری نگهداری می‌کرد.

the lingering kerosene odor permeated every corner of the small fishing boat.

بوی ماندگون کerosene در هر گوشه کشتی ماهیگیری کوچک پراشید.

kerosene remains an essential fuel source for many remote communities without grid electricity.

کerosene هنوز به عنوان یک منبع سوخت ضروری برای بسیاری از جوامع دورافتاده که دسترسی به برق شبکه ندارند، باقی می‌ماند.

some rural schools use kerosene-powered generators to provide basic electricity for evening classes.

برخی مدارس روستایی از ژنراتورهای موتور کerosene برای ارائه برق پایه‌ای برای کلاس‌های شب استفاده می‌کنند.

the soaring kerosene price has placed an unbearable burden on low-income households this winter.

افزایش قیمت کerosene این زمستان باری غیر قابل تحمل را بر روی خانواده‌های درآمد پایین گذاشته است.

industrial kerosene is widely used as a lubricant and cleaning solvent in manufacturing.

کerosene صنعتی به طور گسترده در تولید، به عنوان یک چربی و حلال تمیز کاربرد دارد.

nomadic tribes still rely on kerosene lanterns for illumination during their desert travels.

قبایل نомاد هنوز به لامپ‌های کerosene برای روشنایی در سفرهایشان در صحرا وابسته‌اند.

environmental scientists expressed concern about soil contamination from the kerosene leak.

دانشمندان محیط زیست نگران آلودگی خاک از نشت کerosene بودند.

the struggling family carefully rationed their kerosene usage to make ends meet.

خانواده‌ای که در دشواری بود، مصرف کerosene خود را با دقت تنظیم کرد تا بتواند هزینه‌های خود را پوشش دهد.

backpackers often carry portable kerosene stoves when trekking through remote wilderness areas.

گردشگران پیاده‌روی معمولاً در زمان سفر در مناطق جنگلی دورافتاده، چراغ‌های کerosene قابل حمل را حمل می‌کنند.

volatile kerosene prices have significantly impacted rural economies dependent on this fuel.

قیمت‌های نوسان‌برانگیز کerosene تأثیر قابل توجهی بر اقتصاد روستایی که به این سوخت وابسته است، گذاشته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید