propellant

[ایالات متحده]/prə'pel(ə)nt/
[بریتانیا]/prə'pɛlənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. محرک
n. ماده‌ای که برای حرکت دادن چیزی استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

aerosol propellant

بنزین ایزی

propellant gas

گاز پیش‌ران

جملات نمونه

A reference material for calibrating and verifying the calorimeter of propellant explosion heat is composed of nitrocellulose(NC),nitroglycerine(NG),centralite and vaseline.

یک ماده مرجع برای کالیبراسیون و تأیید کالری متر حرارت انفجار پیشران از نیتروسلولز (NC)، نیتروگلیسیرین (NG)، مرکزیلیت و وازلین تشکیل شده است.

The mechanical performance of RGD7 high-energy nitroamine propellant had been greatly improved by adding bonding agent in the formulation of the propellant.

عملکرد مکانیکی پیشران RGD7 با انرژی بالا نیتروامین به طور قابل توجهی با افزودن عامل پیوند در فرمولاسیون پیشران بهبود یافته است.

The thermal decomposition of single, double-and triple-base nitroguanidine propellants was studied by differential scanning calorimetry (DSC).

بررسی تجزیه حرارتی متحرک‌کننده‌های نیتروگوانییدین تک‌گانه، دوگانه و سه‌گانه با استفاده از کالری‌سنجی تفاضلی (DSC) انجام شد.

The rocket uses a chemical propellant for propulsion.

راکت از یک پیشران شیمیایی برای پیشرانی استفاده می‌کند.

The propellant in the aerosol can is used to spray paint.

پیشران موجود در اسپری برای رنگ پاشی استفاده می‌شود.

The propellant ignited upon contact with the spark, causing the engine to start.

پیشران با تماس با جرقه مشتعل شد و باعث روشن شدن موتور شد.

The propellant tank needs to be refilled before the next launch.

قبل از پرتاب بعدی، مخزن پیشران باید دوباره پر شود.

The propellant system is crucial for the functioning of the spacecraft.

سیستم پیشران برای عملکرد فضاپیما حیاتی است.

The military uses various types of propellants for ammunition.

نظام نظامی از انواع مختلف پیشران برای مهمات استفاده می‌کند.

The propellant mixture must be carefully calibrated for optimal performance.

مخلوط پیشران باید به دقت کالیبره شود تا عملکرد بهینه حاصل شود.

The propellant supply must be monitored to ensure continuous operation.

تامین پیشران باید برای اطمینان از عملکرد مداوم، کنترل شود.

The propellant canister was securely sealed to prevent leaks.

کارتریج پیشران به طور ایمن مهر و موم شد تا از نشت جلوگیری شود.

The propellant used in the fireworks created colorful explosions in the sky.

پیشران مورد استفاده در آتش‌بازی انفجارهای رنگارنگی در آسمان ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید