keynotes

[ایالات متحده]/ˈkiːnəʊts/
[بریتانیا]/ˈkiˌnoʊts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موضوعات اصلی یا نکات اساسی یک بحث; لحن اولیه یا غالب در موسیقی; شخصی که لحن یک رویداد یا بحث را تعیین می‌کند; نکات یا راهنمایی‌های مهم

عبارات و ترکیب‌ها

keynotes speaker

سخنرانی کلیدی

keynotes address

سخنرانی کلیدی

keynotes session

جلسه سخنرانی کلیدی

keynotes presentation

ارائه سخنرانی کلیدی

keynotes talk

سخنرانی کلیدی

keynotes panel

پنل سخنرانی کلیدی

keynotes topic

موضوع سخنرانی کلیدی

keynotes event

رویداد سخنرانی کلیدی

keynotes remarks

اظهارات سخنرانی کلیدی

keynotes discussion

بحث و گفتگو در مورد سخنرانی کلیدی

جملات نمونه

the keynotes of the conference were inspiring.

سخنرانی‌های کلیدی کنفرانس الهام‌بخش بودند.

she delivered the keynotes with great enthusiasm.

او سخنرانی‌های کلیدی را با شور و اشتیاق فراوان ارائه داد.

keynotes often set the tone for the event.

سخنرانی‌های کلیدی اغلب لحن رویداد را تعیین می‌کنند.

he is known for his powerful keynotes.

او به خاطر سخنرانی‌های کلیدی قدرتمندش شناخته می‌شود.

the keynotes highlighted the importance of innovation.

سخنرانی‌های کلیدی بر اهمیت نوآوری تأکید کردند.

many attendees were eager to hear the keynotes.

بسیاری از شرکت‌کنندگان مشتاق شنیدن سخنرانی‌های کلیدی بودند.

keynotes can influence the audience's perspective.

سخنرانی‌های کلیدی می‌توانند دیدگاه مخاطبان را تحت تأثیر قرار دهند.

she prepared extensively for her keynotes.

او به طور گسترده برای سخنرانی‌های کلیدی خود آماده‌سازی کرد.

his keynotes often include personal stories.

سخنرانی‌های کلیدی او اغلب شامل داستان‌های شخصی هستند.

keynotes are usually followed by panel discussions.

سخنرانی‌های کلیدی معمولاً با بحث‌های گروهی دنبال می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید