| جمع | keytops |
worn keytop
پایه کلید ساییده شده
raised keytop
پایه کلید بلند
keytop surface
سطح پایه کلید
missing keytop
پایه کلید گم شده
colored keytop
پایه کلید رنگی
keytop symbol
نماد پایه کلید
damaged keytop
پایه کلید آسیب دیده
plastic keytop
پایه کلید پلاستیکی
keytop lettering
حروف روی پایه کلید
smooth keytop
پایه کلید صاف
the pianist's fingers glided across the keytops with effortless grace.
پیانیست با گذارندهای بیتلاش دستهایش را روی کلیدها حرکت داد.
he accidentally spilled coffee on the keytop, causing sticky keys.
او به طور اتفاقی قهوه را روی کلیدها ریخت که باعث چسبندگی کلیدها شد.
the worn keytops showed years of frequent use by students.
کلیدهای ساییدهشده نشاندهنده سالها استفاده مکرر توسط دانشآموزان بود.
she cleaned the keytops with a soft cloth to remove fingerprints.
او با یک پارچه نرم کلیدها را تمیز کرد تا چاپ انگشتها حذف شود.
the antique piano had ivory keytops that had yellowed with age.
پیانوی باستانی دارای کلیدهای نایلونی بود که با گذشت زمان زرد شده بود.
a drop of wax fell onto the keytop and hardened overnight.
یک قطره شمع روی کلید افتاد و در طول شب سخت شد.
the keytops were illuminated by soft blue led lights.
کلیدها توسط نور لید ملایم رنگ آبی روشن شده بودند.
he noticed a crack developing on one of the keytops.
او متوجه شد که یک شکاف در یکی از کلیدها در حال پیدا شدن است.
the keyboard's textured keytops provided better grip for typing.
کلیدهای دارای سطحیت پیچیده کیبورد گرفتگی بهتری برای تایپ فراهم میکرد.
dust accumulated in the grooves between the keytops.
گرد و غبار در فرورفتگیهای بین کلیدها جمع شد.
the cat walked across the keytops, leaving paw prints.
گربه روی کلیدها گذشت و چاپ پاها را گذاشت.
professional musicians often prefer keytops made of natural materials.
موسیقیدانان حرفهای معمولاً کلیدهایی ساخته شده از مواد طبیعی را ترجیح میدهند.
worn keytop
پایه کلید ساییده شده
raised keytop
پایه کلید بلند
keytop surface
سطح پایه کلید
missing keytop
پایه کلید گم شده
colored keytop
پایه کلید رنگی
keytop symbol
نماد پایه کلید
damaged keytop
پایه کلید آسیب دیده
plastic keytop
پایه کلید پلاستیکی
keytop lettering
حروف روی پایه کلید
smooth keytop
پایه کلید صاف
the pianist's fingers glided across the keytops with effortless grace.
پیانیست با گذارندهای بیتلاش دستهایش را روی کلیدها حرکت داد.
he accidentally spilled coffee on the keytop, causing sticky keys.
او به طور اتفاقی قهوه را روی کلیدها ریخت که باعث چسبندگی کلیدها شد.
the worn keytops showed years of frequent use by students.
کلیدهای ساییدهشده نشاندهنده سالها استفاده مکرر توسط دانشآموزان بود.
she cleaned the keytops with a soft cloth to remove fingerprints.
او با یک پارچه نرم کلیدها را تمیز کرد تا چاپ انگشتها حذف شود.
the antique piano had ivory keytops that had yellowed with age.
پیانوی باستانی دارای کلیدهای نایلونی بود که با گذشت زمان زرد شده بود.
a drop of wax fell onto the keytop and hardened overnight.
یک قطره شمع روی کلید افتاد و در طول شب سخت شد.
the keytops were illuminated by soft blue led lights.
کلیدها توسط نور لید ملایم رنگ آبی روشن شده بودند.
he noticed a crack developing on one of the keytops.
او متوجه شد که یک شکاف در یکی از کلیدها در حال پیدا شدن است.
the keyboard's textured keytops provided better grip for typing.
کلیدهای دارای سطحیت پیچیده کیبورد گرفتگی بهتری برای تایپ فراهم میکرد.
dust accumulated in the grooves between the keytops.
گرد و غبار در فرورفتگیهای بین کلیدها جمع شد.
the cat walked across the keytops, leaving paw prints.
گربه روی کلیدها گذشت و چاپ پاها را گذاشت.
professional musicians often prefer keytops made of natural materials.
موسیقیدانان حرفهای معمولاً کلیدهایی ساخته شده از مواد طبیعی را ترجیح میدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید