korean

[ایالات متحده]/kə'riən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی از کره، ملیت کره
adj. مربوط به کره، مربوط به مردم کره، مربوط به زبان کره‌ای.

عبارات و ترکیب‌ها

Korean culture

فرهنگ کره‌ای

Korean food

غذاي كره‌اي

Korean language

زبان کره‌ای

Korean drama

درامای کره‌ای

south korean

کره جنوبی

korean war

جنگ کره

korean pine

کاج کره‌ای

korean air

ایر کره

korean barbecue

باربکیوی کره‌ای

جملات نمونه

I enjoy watching Korean dramas.

من تماشای سریال‌های کره‌ای را می‌پسندم.

She is learning Korean language.

او زبان کره‌ای را یاد می‌گیرد.

He loves Korean BBQ.

او عاشق باربکیوی کره‌ای است.

Korean cuisine is known for its spicy flavors.

آشپزی کره‌ای به خاطر طعم‌های تندش معروف است.

I want to try some Korean skincare products.

می‌خواهم محصولات مراقبت از پوست کره‌ای را امتحان کنم.

The Korean pop music industry is very popular worldwide.

صنعت موسیقی پاپ کره‌ای در سراسر جهان بسیار محبوب است.

She enjoys practicing Korean calligraphy.

او از تمرین خوشنویسی کره‌ای لذت می‌برد.

He is a fan of Korean cinema.

او طرفدار سینمای کره‌ای است.

Learning about Korean history is fascinating.

یادگیری در مورد تاریخ کره بسیار جذاب است.

نمونه‌های واقعی

They sell everything from clothes to Korean crafts.

آنها همه چیز از لباس گرفته تا صنایع دستی کره‌ای می‌فروشند.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

The North is unhappy about planned US-South Korean military drills.

شمال در مورد تمرینات نظامی برنامه‌ریزی شده ایالات متحده-کره جنوبی ناراضی است.

منبع: AP Listening July 2019 Collection

No, and you've got Korean wings. - Korean wings.

نه، و شما بال‌های کره‌ای دارید. - بال‌های کره‌ای.

منبع: Gourmet Base

The Vietnamese give high ratings for everything from Korean popular music to Korean TV shows.

ویتنامی‌ها به همه چیز از موسیقی پاپ کره‌ای تا برنامه‌های تلویزیونی کره‌ای امتیاز بالایی می‌دهند.

منبع: VOA Special December 2019 Collection

Aw, I hate Korean karaoke. I never know the songs.

اوه، من از کارائوکه کره‌ای متنفرم. من هیچ وقت آهنگ‌ها را نمی‌دانم.

منبع: We Bare Bears

Chapssal doughnuts are a popular Korean treat.

دونات‌های چاپسال یک خوراکی محبوب کره‌ای هستند.

منبع: Perspective Encyclopedia of Gourmet Food

But also, in some way, more Korean?

اما همچنین، به نحوی، بیشتر کره‌ای؟

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

The patient is a South Korean national.

بیمار یک تبعه کره‌جنوبی است.

منبع: CRI Online May 2015 Collection

Does the North Korean playbook have some other provocations in it?

آیا کتاب راهنمای کره شمالی تحریکات دیگری دارد؟

منبع: NPR News June 2020 Compilation

How about the Korean restaurant next to it?

در مورد رستوران کره‌ای در کنار آن چه می‌گویید؟

منبع: Basic Daily Conversation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید