| جمع | kilderkins |
kilderkin size
اندازه کیلدرکین
kilderkin capacity
ظرفیت کیلدرکین
kilderkin barrel
نی کیلدرکین
kilderkin storage
ذخیره سازی کیلدرکین
kilderkin measurement
اندازه گیری کیلدرکین
kilderkin volume
حجم کیلدرکین
kilderkin weight
وزن کیلدرکین
kilderkin design
طراحی کیلدرکین
kilderkin usage
مصرف کیلدرکین
kilderkin type
نوع کیلدرکین
he ordered a kilderkin of ale for the party.
او یک کيلدرکین آبجو برای مهمانی سفارش داد.
the kilderkin was filled to the brim with cider.
کيلدرکین لبریز سدر بود.
they shared a kilderkin of wine during the celebration.
آنها در طول جشن یک کيلدرکین شراب به اشتراک گذاشتند.
we need a kilderkin of mead for the feast.
ما برای جشن به یک کيلدرکین عسل نیاز داریم.
the old tavern had a kilderkin of stout on tap.
آن تالار قدیمی یک کيلدرکین آبجو غلیظ در شیر داشت.
he brought a kilderkin of beer to the picnic.
او یک کيلدرکین آبجو به پیک نیک آورد.
the kilderkin was a traditional size for brewing.
کيلدرکین یک اندازه سنتی برای دمایشی بود.
after a long day, they relaxed with a kilderkin of ale.
بعد از یک روز طولانی، آنها با یک کيلدرکین آبجو استراحت کردند.
he reminisced about the kilderkin of mead shared with friends.
او در مورد کيلدرکین عسلی که با دوستانش به اشتراک گذاشته بود، به یاد آورد.
the festival featured a kilderkin of local brew.
جشنواره شامل یک کيلدرکین نوشیدنی محلی بود.
kilderkin size
اندازه کیلدرکین
kilderkin capacity
ظرفیت کیلدرکین
kilderkin barrel
نی کیلدرکین
kilderkin storage
ذخیره سازی کیلدرکین
kilderkin measurement
اندازه گیری کیلدرکین
kilderkin volume
حجم کیلدرکین
kilderkin weight
وزن کیلدرکین
kilderkin design
طراحی کیلدرکین
kilderkin usage
مصرف کیلدرکین
kilderkin type
نوع کیلدرکین
he ordered a kilderkin of ale for the party.
او یک کيلدرکین آبجو برای مهمانی سفارش داد.
the kilderkin was filled to the brim with cider.
کيلدرکین لبریز سدر بود.
they shared a kilderkin of wine during the celebration.
آنها در طول جشن یک کيلدرکین شراب به اشتراک گذاشتند.
we need a kilderkin of mead for the feast.
ما برای جشن به یک کيلدرکین عسل نیاز داریم.
the old tavern had a kilderkin of stout on tap.
آن تالار قدیمی یک کيلدرکین آبجو غلیظ در شیر داشت.
he brought a kilderkin of beer to the picnic.
او یک کيلدرکین آبجو به پیک نیک آورد.
the kilderkin was a traditional size for brewing.
کيلدرکین یک اندازه سنتی برای دمایشی بود.
after a long day, they relaxed with a kilderkin of ale.
بعد از یک روز طولانی، آنها با یک کيلدرکین آبجو استراحت کردند.
he reminisced about the kilderkin of mead shared with friends.
او در مورد کيلدرکین عسلی که با دوستانش به اشتراک گذاشته بود، به یاد آورد.
the festival featured a kilderkin of local brew.
جشنواره شامل یک کيلدرکین نوشیدنی محلی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید