kilderkin

[ایالات متحده]/ˈkɪldəˌkɪn/
[بریتانیا]/ˈkɪldərˌkɪn/

ترجمه

n. یک بشکه کوچک یا اندازه مایع آن؛ یک بشکه کوچک یا اندازه مایع آن
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

kilderkin size

اندازه کیلدرکین

kilderkin capacity

ظرفیت کیلدرکین

kilderkin barrel

نی کیلدرکین

kilderkin storage

ذخیره سازی کیلدرکین

kilderkin measurement

اندازه گیری کیلدرکین

kilderkin volume

حجم کیلدرکین

kilderkin weight

وزن کیلدرکین

kilderkin design

طراحی کیلدرکین

kilderkin usage

مصرف کیلدرکین

kilderkin type

نوع کیلدرکین

جملات نمونه

he ordered a kilderkin of ale for the party.

او یک کيلدرکین آبجو برای مهمانی سفارش داد.

the kilderkin was filled to the brim with cider.

کيلدرکین لبریز سدر بود.

they shared a kilderkin of wine during the celebration.

آنها در طول جشن یک کيلدرکین شراب به اشتراک گذاشتند.

we need a kilderkin of mead for the feast.

ما برای جشن به یک کيلدرکین عسل نیاز داریم.

the old tavern had a kilderkin of stout on tap.

آن تالار قدیمی یک کيلدرکین آبجو غلیظ در شیر داشت.

he brought a kilderkin of beer to the picnic.

او یک کيلدرکین آبجو به پیک نیک آورد.

the kilderkin was a traditional size for brewing.

کيلدرکین یک اندازه سنتی برای دمایشی بود.

after a long day, they relaxed with a kilderkin of ale.

بعد از یک روز طولانی، آنها با یک کيلدرکین آبجو استراحت کردند.

he reminisced about the kilderkin of mead shared with friends.

او در مورد کيلدرکین عسلی که با دوستانش به اشتراک گذاشته بود، به یاد آورد.

the festival featured a kilderkin of local brew.

جشنواره شامل یک کيلدرکین نوشیدنی محلی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید