killies

[ایالات متحده]/ˈkɪliz/
[بریتانیا]/ˈkɪliz/

ترجمه

n. جمع Killy، یک اسم خاص

عبارات و ترکیب‌ها

the killies

killies

baby killies

killies بچه

feed the killies

تغذیه killies

my killies

killies من

pet killies

killies خانگی

tank of killies

تانک killies

wild killies

killies جنگلی

colorful killies

killies رنگارنگ

breeding killies

killies پرورشی

tiny killies

killies کوچک

جملات نمونه

killies are popular in the aquarium trade.

کیلی‌ها در تجارت آکواریوم محبوب هستند.

many species of killies have vibrant colors.

بیشتر گونه‌های کیلی‌ها رنگ‌های زیبایی دارند.

killies can be found in freshwater habitats.

کیلی‌ها در محیط‌های آب شیرین یافت می‌شوند.

some killies are annual fish with short lifespans.

برخی کیلی‌ها ماهی‌های سالیانه با عمر کوتاه هستند.

killies prefer warm water temperatures.

کیلی‌ها دمای آب گرم را ترجیح می‌دهند.

breeding killies requires specific conditions.

تولید مثل کیلی‌ها نیاز به شرایط خاصی دارد.

killies feed on small insects and larvae.

کیلی‌ها روی حشرات کوچک و لارو‌ها تغذیه می‌کنند.

some killies are endangered due to habitat loss.

برخی کیلی‌ها به دلیل از دست رفتن زیستگاه خود در معرض خطر قرار دارند.

killies are known for their interesting behaviors.

کیلی‌ها به دلیل رفتارهای جالب خود شناخته شده‌اند.

collectors prize rare species of killies.

جمع‌آوران گونه‌های نادر کیلی‌ها را ارزشمند می‌پردازند.

killies can adapt to various water conditions.

کیلی‌ها می‌توانند به شرایط مختلف آب سازگار شوند.

the eggs of killies can survive dry periods.

تخم‌های کیلی‌ها می‌توانند در دوره‌های خشکی زنده بمانند.

keep killies in a well-planted aquarium.

کیلی‌ها را در یک آکواریوم به خوبی گیاهان دار کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید