fin

[ایالات متحده]/fɪn/
[بریتانیا]/fɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. باله؛ باله ماهی؛ شیء شبیه باله
vt. باله‌ها را قطع کردن؛ باله‌ها را وصل کردن
vi. باله‌ها را به شدت تکان دادن؛ زیر آب شنا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

final destination

مقصد نهایی

dorsal fin

دم باله

shark fin

دم کوسه

fin tube

لوله باله

tail fin

باله دم

fin stabilizer

تثبیت کننده باله

pectoral fin

دم‌پشت

radiator fin

باله رادیاتور

anal fin

باله مقعدی

fin ray

پرشنگ باله

pelvic fin

باله لگنی

جملات نمونه

the caudal fin of a fish.

دم ماهی

their finest work to date.

بهترین اثرشان تا به امروز.

fin, fur and feather

پولک، پوست و پر

This is the finest home in this city.

این بهترین خانه در این شهر است.

it was, by common consent, our finest performance.

این، با توافق عمومی، بهترین عملکرد ما بود.

the expanded fins of the ray.

دم‌های منبسط ستاره‌ماهی

you might appeal to their finer feelings.

شاید بتوانید به احساسات ظریف آنها مراجعه کنید.

a greenery-yallery fin-de-siècle lyricism.

یک شعرگرایی سبز-زرد رنگه در دوره ای از زمان.

fines for dropping litter.

جریمه انداختن زباله

the finest coffee this side of Brazil.

بهترین قهوه در این طرف برزیل.

array oneself in one's finest clothes

خود را با بهترین لباس‌های خود آراستن

The man was fined $20.

مرد 20 دلار جریمه شد.

Sand is finer than gravel.

ماسه از شن و ماسه ریزتر است.

They fined him heavily.

او را به شدت جریمه کردند.

They fined him ten dollars.

او را ده دلار جریمه کردند.

a play that was his finest effort.

نمایشی که بهترین تلاش او بود.

Friendship is the finest balm in need.

دوستی بهترین تسکین دهنده در زمان نیاز است.

fin skeletons In unpaired precaudal fins, the basal plates and radials;

اسکلت‌های باله در باله‌های پیش‌دمی جفت‌نشده، صفحات و شعاعی قاعده‌ای;

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید