final destination
مقصد نهایی
dorsal fin
دم باله
shark fin
دم کوسه
fin tube
لوله باله
tail fin
باله دم
fin stabilizer
تثبیت کننده باله
pectoral fin
دمپشت
radiator fin
باله رادیاتور
anal fin
باله مقعدی
fin ray
پرشنگ باله
pelvic fin
باله لگنی
the caudal fin of a fish.
دم ماهی
their finest work to date.
بهترین اثرشان تا به امروز.
fin, fur and feather
پولک، پوست و پر
This is the finest home in this city.
این بهترین خانه در این شهر است.
it was, by common consent, our finest performance.
این، با توافق عمومی، بهترین عملکرد ما بود.
the expanded fins of the ray.
دمهای منبسط ستارهماهی
you might appeal to their finer feelings.
شاید بتوانید به احساسات ظریف آنها مراجعه کنید.
a greenery-yallery fin-de-siècle lyricism.
یک شعرگرایی سبز-زرد رنگه در دوره ای از زمان.
fines for dropping litter.
جریمه انداختن زباله
the finest coffee this side of Brazil.
بهترین قهوه در این طرف برزیل.
array oneself in one's finest clothes
خود را با بهترین لباسهای خود آراستن
The man was fined $20.
مرد 20 دلار جریمه شد.
Sand is finer than gravel.
ماسه از شن و ماسه ریزتر است.
They fined him heavily.
او را به شدت جریمه کردند.
They fined him ten dollars.
او را ده دلار جریمه کردند.
a play that was his finest effort.
نمایشی که بهترین تلاش او بود.
Friendship is the finest balm in need.
دوستی بهترین تسکین دهنده در زمان نیاز است.
fin skeletons In unpaired precaudal fins, the basal plates and radials;
اسکلتهای باله در بالههای پیشدمی جفتنشده، صفحات و شعاعی قاعدهای;
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید